
سلام ، در جلسه ی 69 خانه ی ترانه ی اصفهان دو ترانه از اردلان سرفراز و یک ترانه ازدکتر افشین یداللهی از کاست شهر چشمات با صدای محمد امین الرعایا را بررسی می کنیم . در ضمن به زودی خبر های خوشی داریم برای تمامی دوستان همراه ، منتظر باشید .
ترانه : هزار و یک شب
ترانه سرا : اردلان سرفراز
موسیقی : فرید زلاند
خواننده : ابراهیم حامدی
اگر چه جای دل دریای خون در سینه دارم ...
ولی در عشق تو دریایی از دل کم میارم !
اگر چه رو به رویی مثل آیینه با من
ولی چشمام بسَم نیس ، برای سیر دیدن !
نه یک دل ، نه هزار دل
همه دلهای عالم ...
همه دلها رو می خوام
که عاشق تو باشم !
تویی عاشق تر از عشق ، تویی شعر مجسم !
تو باغ قصه از تو ، سحر گل کرده شبنم !
تو چشمات خواب مخمل ، شراب ناب شیراز !
هزار میخونه آواز ، هزار و یک شب راز !
می خوام تو رو ببینم ، نه یک بار ، نه صد با ر ،
به تعداد نفسهام !
برای دیدن تو ، نه یک چشم ، نه صد چشم ،
همه چشما رو می خوام !
تو رو باید مث گل ، نوازش کرد و بویید ...
با هر چی چشم تو دنیاس ، فقط باید تو رو دید !
تو رو باید مث ماه رو قله ها نگاه کرد !
با هر چی لب تو دنیاس ، تو رو باید صدا کرد !
می خوام تو رو ببینم ، نه یک بار ، نه صد با ر ،
به تعداد نفسهام !
برای دیدن تو ، نه یک چشم ، نه صد چشم ،
همه چشما رو می خوام !
ترانه : نازنین
ترانه سرا : اردلان سرفراز
موسیقی :
خواننده : داریوش اقبالی
ای نازنین ، ای نازنین !
در آینه ما را ببین !
از شرم این صد چهره ها ،
در آینه افتاده چین !
از تند باد حادثه ...
گفتی که جان در برده ایم !
اما چه جان در بردنی؟
دیریست که در خود مرده ایم !
ای نازنین ، ای نازنین !
در آینه ما را ببین !
از شرم این صد چهره ها ،
در آینه افتاده چین !
اینجا به جز درد و دروغ ...
همخانه ای با ما نبود !
در غربت من ، مثل ِ من ...
هرگز کسی تنها نبود !
عشق و شعور و اعتقاد ،
کالای بازار کساد !
سوداگران در شکل دوست ...
بر نارفیقان شرم باد !
هجرت سرابی بود و بس ...
خوابی که تعبیری نداشت!
هر کس که روزی یار بود ...
اینجا مرا تنها گذاشت !
من با تو گریه کرده ام ...
در سوگ همراهان خویش ...
آنان که عاشق مانده اند ...
در خانه بر پیمان خویش !
ای مثل من در خود اسیر ...
لیلای من با من بمیر !
تنها به یمن مرگ ما ...
این قصه می ماند به جا !
ترانه : سهم تو
ترانه سرا : افشین یداللهی
موسیقی : امید حجت
خواننده : محمد امین الرعایا
همیشه سهم تو شده ، جدایی و در به دری ...
من نمی دونم واسه چی ، از خیر من نمی گذری ؟!
بسکه می گی عاشقتم ، به جون تو خسته شدم !
دروغ می گه هر کی می گه ، من به تو دلبسته شدم !
با چه زبون بهت بگم ، قصه ی ما به سر رسید ؟!
این مث روز ِ روشنه ، اما چشای تو ندید !
می دونی عشق یه سره ! خستگی و دردسره !
وقتی یکی بخوابه و اون یکی خوابش نبره !
ناله نداره عاشقی ، اون که تو داری عادته !
هر چی که می کشی بدون ، تقصیر قلب سادته !
سر به سر خودت نذار ، بازی دیگه تموم شده ...
تا وقتی غصه می خوری ، عمر خودت حروم شده !
با تشکر از همراهی شما ، تا جلسه ی بعدی ، خدانگهدار ...
در جلسه ی 68 خانه ی ترانه اصفهان ، به پیشنهاد یکی از اعضا ترانه ای از شهیار قنبری به نام " حرف " و ترانه ی " پرنده ی مهاجر " از ایرج جنتی عطایی را به گفتگو خواهیم نشست ، در قسمت موسیقی غربی نیز ترانه ای با نام " beauty of gray " بررسی خواهد شد که برخی از تعاریف ترانه ی غربی بر اساس این ترانه در جلسه مطرح خواهند شد .
ترانه : حرف
ترانه سرا : شهیار قنبری
خواننده : فایقه آتشین
آهنگساز : واروژان
تنظیم : واروژان
اگه سبزم ، اگه جنگل ، اگه ماهی ، اگه دریا ...
اگه اسمم همه جا هست ، روی لب ها ، تو کتابا ...
اگه رودم ، رود " گنگ ام " ، مث بودا اگه پاک ...
اگه نوری به صلیب ام ، اگه گنجی زیر خاک ...
واسه تو قد یه برگم !
پیش تو راضی به مرگم !
اگه پاکم مث معبد ، اگه عاشق مث هندو ...
مث بندر واسه قایق ، مث قایق واسه پارو ...
اگه عکس " چهل ستون " ام ، اگه شهری بی حصار ...
واسه آرش تیر آخر ، واسه جاده یه سوار ...
واسه تو قد یه برگم !
پیش تو راضی به مرگم !
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم ...
توی تابستون دستای تو برفم !
اگه حرفای قشنگ هر کتابم ...
برای اسم تو چند تا دونه حرفم !
اگه سیلم ، پیش تو قد یه قطره !
اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن !
اگه تن پوش بلند هر درختم ...
پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن !
اگه تلخی مث نفرین ، اگه تندی مث رگبار ...
اگه زخمی زخم ِ کهنه ، بغض ِ یک در روبه دیوار ...
اگه جام شوکرانی ، تو عزیزی مث آب !
اگه ترسی ، اگه وحشت ، مث مردن توی خواب !
واسه تو قد یه برگم !
پیش تو راضی به مرگم !
ترانه : پرنده ی مهاجر
ترنه سرا : ایرج جنتی عطایی
خواننده : داریوش اقبالی
آهنگساز : صابر راستین
اي پرنده يِ مهاجر ، اي پُر از شهوتِ رفتن!
فاصله قَدِ يه دنياس ، بين دنيايِ تو با من!
تو رفيقِ شاپَركها ، من تو فكرِ گَلَّمونَم!
تو پِيِ عَطرِ گُلِ سرخ ، من حريصِ بويِ نونَم!
دنيايِ تو بينهايت ، همه جاش مهمونيِ نور!
دنياي من يه كَفِ دست ، روي سقف سردِ يك گور!
من دارم تو آدمكها ميميرم ، تو بَرام از پريا قصه ميگي!!
من تويِ پيله يِ وحشت ميپوسم ، بَرام از خنده چرا قصه ميگي؟!
كوچه پس كوچه يِ خاكي ، در و ديوار شكسته!
آدمايِ روستايي ، با پاهاي پينه بسته!
پيش تو يه عكس تازهَ س ، واسه آلبومِ قديمي!
يا شنيدن يه قصهَ س ، از يه عاشق صَميمي!
براي من زندگيمه ، پُرِ وسوسه ، پُرِ غم!
يا مثل نفس كشيدن ، پُرِ لذَّتِ دمادَم!
اي پرنده يِ مهاجر ، اي همه شوقِ پريدن!
خستگي يه كوله بارِ ، روي رخوت تن من!
مثل يك پلنگ زخمي ، پُرِ وحشتِ نگاهم!
ميميرم اما هنوزم ، دنبال يه جون پناهم!
من دارم تو آدمكها ميميرم ، تو بَرام از پريا قصه ميگي!!
من تويِ پيله يِ وحشت ميپوسم ، بَرام از خنده چرا قصه ميگي؟!
نبايد مثل يه سايه ، زير پاها زنده باشيم !
مثل چتر خورشيد بايد ، روي برج دنيا واشيم!×
ترانه : Beauty of gray
آلبوم : Mental jewelery
گروه : : Live
Verse , Bridge , Pre Chorus , Chorus
اينها تعاريفي هستند كه متاسفانه در موسيقي و ترانه فارسي كمتر بدان بها داده شده . ما با استفاده از يك ترانه اين مفاهيم را توضيح خواهيم داد و توضيحاتي ميان ارتباط اين ساختارها با آهنگ سازي و ترانه نويسي خواهيم داد .
مدل ذيل يك مدل نسبتاً استاندارد در ترانه نويسي است . ساير مدل هاي پر كاربرد نيز در جلسه ذكر خواهد شد .
با شناخت اين ساختار و مدل ها , يك ترانه سرا مي تواند با استفاده از ذوق و خلاقيت خود ساختار و حتي فرم هاي جديد درست كند .
if i told you he was your brother
we could reminisce
then you would go about your day
if i said you ought to give him
some of your water
you'd shake your canteen and walk away
the perception that divides you from him
is a lie
for some reason you never asked why
this is not a black and white world
you can't afford to believe in your side
this is not a black and white world
to be alive
i say that the colors must swirl
and i believe
that maybe today
we will all get to appreciate
the beauty of gray
if i told you that she was your mother
we could analyze the situation and be gone
if i said you ought to give her
some of your water
your eyes would light up like the dawn
the perception that divides you from her
is a lie
for some reason you never asked why
this is not a black and white world
you can't afford to believe in your side
this is not a black and white world
to be alive
i say the colors must swirl
and i believe
that maybe today
we will all get to appreciate
the beauty of gray
look into your eyes
no daylight
new day now
آگه بهت مي گفتم اون برادرت بود
مي تو نستيم خاطرات ِ خوبُ مرور كنيم
بعدش تو ميرفتي سراغ كار خودت
اگه بهت مي گفتم تو بايد
يه كم از آبت رو بهش بدي
تو قمقمتو تكون ميدادي و راهتو ميكشيدي ميرفتي
منطقي كه تو رو از اون جدا مي كنه
يه دروغه
واسه دلايلي كه تو هيچ وخ از خودت نپرسيدي چرا
اين يه دنيا ي سياه و سفيد نيس
تو نمي توني خودتو قبول داشته باشي
اين يه دنيا ي سياه و سفيد نيس
واسه زنده موندن
من ميگم كه رنگا بايد يه چرخ بخورن
و من ايمان دارم
كه شايد امروز
ما همه درك خواهيم كرد
زيبايي خاكستري رو
اگه بهت مي گفتم اون مادرت بود
ما مي تونستيم وضعيت ُ بررسي كنيم و بريم
اگه بهت مي گفتم تو بايد
يه كمي از آبت بهش بدي
برق از چشمات مثل سپيده دم مي پريد
منطقي كه تو رو از اون جدا مي كنه
يه دروغه
واسه دلايلي كه تو هيچ وخ از خودت نپرسيدي چرا
اين يه دنيا ي سياه و سفيد نيس
تو نمي توني خودتو قبول داشته باشي
اين يه دنيا ي سياه و سفيد نيس
واسه زنده بودن
من ميگم كه رنگا بايد يه چرخ بخورن
و من ايمان دارم
كه شايد امروز
ما همه درك خواهيم كرد
قشنگي خاكستري رو
به چشمات كه نگاه مي كنم
روشنايي روز نمي بينم
حالا روزي تازه ست
به امید دیدار
با سلام خدمت دوستان و همراهان ، در جلسه ی 67 خانه ی ترانه ی اصفهان ، مورخ 15/8/1385 ، دو ترانه ی به یاد ماندنی از " اردلان سرفراز " را دوره می کنیم . همچنین پیرو برنامه ها ی جلسات گذشته به بررسی یک نقد ترانه نیز خواهیم پرداخت ، نقد این هفته بر روی ترانه ی " لوند " سروده ی " ایرج جنتی عطایی " است که توسط چهار تن از اعضای خانه ترانه نوشته شده است . با ما باشید :
ترانه : صدای بارون
ترانه سرا : اردلان سرفراز
موسیقی : بابک افشار
خواننده : ستار
بوی موهات زیر بارون ، بوی گندم زار نمناک !
بوی ِ سبزه زار خیس ، بوی خیس تن ِ خاک !
جاده های مهربونی ، رگای ِ آبی ِ دستات !
غم ِ بارون ِ غروب ، ته ِ چشمات ، تو صدات !
قلب تو شهر گُل ِ یاس ، دست ِ تو بازار خوبی !
اشک ِ تو بارون ِ روی ، مَرمَر ِ دیوار ِ خوبی !
ای گل آلوده گُل ِ من ، ای تن آلوده ی ِ دل پاک !
دل تو قبله ی این دل ، تن تو ارزونی خاک !
بوی موهات زیر بارون ، بوی گندم زار نمناک !
بوی شوره زار خیس ، بوی خیس تن ِ خاک !
یاد بارون و تن تو ، یاد بارون و تن خاک !
بوی گل تو شوره زار ، بوی خیس تن خاک !
همیشه صدای بارون ، صدای پای تو بوده !
همدم تنهاییام ، قصه های تو بوده !
وقتی که بارون می باره ، تو رو یاد من میاره !
یاد گلبرگای ِ خیس ِ روی خاک شوره زاره !
ای گل آلوده گُل ِ من ، ای تن آلوده ی ِ دل پاک !
دل تو قبله ی این دل ، تن تو ارزونی خاک !
ترانه : شقایق
ترانه سرا : اردلان سرفراز
موسیقی : فرید زلاند
خواننده : داریوش اقبالی
دلم مثل دلت خون ِ ، شقایق !
چشام دریای بارون ِ ، شقایق !
مثل مردن می مونه دل بریدن ...
ولی دل بستن آسون ِ شقایق !
شقایق درد من یکی دو تا نیس !
آخه درد من از بیگانه ها نیس !
کسی خشکیده خون ِ من رو دستاش ...
که حتی یک نفس از من جدا نیس !
شقایق آی شقایق ، گل ِ همیشه عاشق !
شقایق اینجا من خیلی غریبم ...
آخه اینجا کسی عاشق نمی شه !
عزای عشق غصهَ ش جنس ِ کوهه ...
دل ِ ویرون ِ من از جنس ِ شیشه !
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد !
تو رو آخر سراب ِ عشق و حسرت ...
ته ِ گلخونه های بی کسی برد !
شقایق آی شقایق ، گل ِ همیشه عاشق !
دویدیم و دویدیم و دویدیم ...
به شب های پر از قصه رسیدیم !
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم !
شقایق جای تو دشت ِ خدا بود !
نه تو گلدون ، نه توی ِ قصه ها بود !
حالا از تو فقط این مونده باقی ...
که سالار تموم ِ عاشقایی !
شقایق آی شقایق ، گل ِ همیشه عاشق !
نقدی بر ترانه ی " لوند " ، سروده ی " ایرج جنتی عطایی "
ترانه ای برای همه
ترانه ای برای همه
مدت هاست شاهد به بازار آمدن آلبوم ها و ترانه هایی هستیم که کلام نا پخته ی خود را پلی می دانند به سمت برقراری ارتباط با عموم طبقات سنی جامعه . ترانه هایی که خود را teenage می نامند و با تکیه بر تنظیم های(arrangement) آنچنانی و کلیپ های آنچنانی تر !! بازار ترانه و موسیقی را در دست گرفته و موجب پایین آمدن سطح سلیقه ی جامعه مخاطب این گونه از ترانه شده اند . همه ی ما ترانه ی «ماچ» را شنیده ایم ، همینطور «pop corn» رو و ... .
موضوع وقتی غم انگیز تر می شود که خوانندگان این ترانه در پاسخ به انتقادها می گویند : «جامعه این ترانه ها را می پسندد .»
(نگارنده ( نگارنده ها ) بر این باور است که ترانه ی teenage می تواند در کنار سادگی(ونه سطحی بودن!) از کلام محکم و استواری برخوردار باشد و به این ترتیب است که این نوع ترانه می تواند باعث ارتقا سلیقه ی مخاطب عام بشود .)
بیش از یک سال پیش ودرست هم زمان با اوج گرفتن این دسته از ترانه ها بود که آلبوم « یه قطره دریا» به بازار آمد . این آلبوم ترانه ای داشت به نام « لوند» با کلام «ایرج جنتی عطایی» . از همان ابتدا مشخص بود که هدف تهیه کنندگان آلبوم از ارایه ی این ترانه برقراری ارتباط با نسل نوتر مخاطب است و همچنین جا نماندن از بازار آن دوره ی ترانه ، که با زمزمه شدن آن در بین تمامی اقشار جامعه و حضور دلچسب وچشم گیرش در بازار آن روز ترانه به نظر می رسید که در نیل به این مهم موفق بوده اند . با توجه به این که «لوند» از منظر کلام دچار کاستی ها و نواقص ترانه هایی که در بالا به آن ها اشاره شد نبود و ترانه سرا برای برقراری این ارتباط گسترده از مواضع خود فروگذار نکرده و تن به سطحی گرایی نداده بودو همچنین با توجه به تکرار این تجربه توسط همین گروه در ترانه ی «ما همونیم» از آلبوم تازه انتشار یافته ی «به من چه» ما را بر آن داشت تا پس از گذشت این چند مدت از به بازار آمدن «لوند» به بازخوانی آن بپردازیم و عوامل موفقیت این ترانه را دوره کنیم :
تو از چرخش یک رقص ، تو خلوت شبانه
یا از متن یه تصویر ، لوند و دلبرانه
تو از کجا شکفتی ؟ تو از کجای قصه
که شب نیلوفری شه ، مثه دنیای قصه
از آفاق کدوم قصه شکفتی
که هم پرواز رویا نازنینی
که مثل شوق آزادی زلالی
مثه حس رهایی دلنشینی
شب از اسم تو گلبارون ، من از عطر عبور تو
نگاه آینه پر شد از ، گل سرخ حضور تو
ردای عشق پوشید ، شب خاکستری پوش
چراغون شد از آغاز ، حریم سرد آغوش
من و خاکستر شعر ، تو و گلباد روشن
به بادم دادی اما ، نجاتم دادی از من
ترانه ی «لوند» در سال 1381 در گیر و دار تولید آلبوم «یه قطره دریا» و احتمالا برای تبدیل شدن به اثری متفاوت تر از سایر ترانه های موجود در آلبوم سروده شده است .
این ترانه با یک سوال آغاز می شود . جملات سوالی دغدغه ی همیشگی ترانه های «ایرج جنتی عطایی» بوده اند . وی درآغاز چند ترانه دیگر نیز مشخصا از جملات سوالی استفاده می کند :
سبد
تن تو کو ؟ تن صمیمی تو کو ؟
خوابم یا بیدارم
خوابم یا بیدارم ؟ تو با منی با من
همراه و همسایه ، نزدیکتر از پیرهن
خاتون
کدوم عاشق ، کدوم شاعر ، کدوم مرد
تو رو دید و به یاد من نیفتاد ؟
چکاوک
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم ؟
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم ؟
اما تفاوتی که آغاز این ترانه با ترانه های ذکر شده در بالا دارد شیوه ی مطرح شدن سوال است . به این ترتیب که بیت اول ترانه تنها به خلق تصاویری رویایی می پردازد و به تنهایی پرسش را برای مخاطب تکمیل نمی کند ، اما با شروع بیت دوم و نیم مصرع «تو از کجا شکفتی» ، بیت اول وجه پرسشی خود را به دست می آورد که این عمل ( کامل نبودن جمله در بیت اول ) ناباوری و بهت راوی از آمدن و شکفتن معشوق را به نمایش می گذارد . این ناباوری وقتی نمود بیشتری پیدا می کند که به واژه ی «قصه» به عنوان ردیف در بیت دوم این بند* توجه کنیم .
با رسیدن به بیت بعدی با پرسش دیگری روبه رو می شویم . سوالی از جنس پرسش اول که در تکمیل فرم ترانه نقش به سزایی دارد . به این ترتیب که تمامی ابیات بعد از بند اول منجر به ایجاد همین پرسش می شود . پرسشی بلند با این مضمون واحد :
«از آفاق کدوم قصه شکفتی که این گونه هستی ؟» . ترانه در سه مصراع پایانی بند دوم و بند های بعدی به تشریح همین چگونگی معشوق می پردازد و بدین ترتیب سعی در دقیق تر کردن پرسش خود دارد. پرسشی بلند که ترانه را به پایان می رساند و البته هیچ گاه به پاسخ نمی رسد .
یکی از مواردی که به ایجاد فرم مناسب در این ترانه منجر شده تغییر وزنهای به جا در کل ترانه است . ترانه در بند اول با وزن «مفاعیلُ فعولن» آغاز می شود و در بند آخر با همین وزن به پایان می رسد . در بندهای دوم و سوم و ، دو وزن جدید دیگر نیز تجربه می شود ، البته هر دوی این وزنها در بحر بند اول و آخر ترانه هستند : «مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن» در بند دوم و «مفاعیلُ مفاعیلُ» در بند سوم . با توجه به اینکه این ترانه بر روی ملودی نوشته نشده است ، تجربه ی سه وزن در این چند بیت دست آهنگساز را برای مانور و ایجاد ملودی های متفاوت و پیشبرد ترانه باز گذاشته است .
نوع روایت ترانه ی «لوند» تا حدود زیادی وامدار فرم این ترانه می باشد . با دوباره خوانی ترانه می توان به این نتیجه رسید که «شکفتن معشوق» در جزء جزء این ترانه بی کم و کاست وجود دارد . همینطور برای باور پذیر شدن این روایت شاعر در اکثر ابیات به طور مستقیم و یا غیر مستقیم معشوق خود را به گل( که شکفتن را به خوبی به ذهن می رساند) تشبیه کرده است :
تو از کجا شکفتی ...
از آفاق کدوم قصه شکفتی ...
شب از اسم تو گل بارون ...
گل سرخ حضور تو ...
لازم به ذکر است که نمی توان به آسانی از روایت های درونی این اثر چشم پوشی کرد .
در بیت دوم از بند اول ترانه ( تو از کجا شکفتی ) ، راوی محلی از قصه که معشوق از آن جا شکفته را جستجو می کند . هنگامی که در مصراع بعدی همین بیت ، شاعر نیلوفری شدن شب را از حضور معشوق می بیند و در واقع معشوق را به طور غیر مستقیم به ماه تشبیه می کند و از طرفی دیگر با توجه به این که به طور طبیعی محل شکفتن و طلوع ماه از آفاق آسمان است ، راوی جوابِ سوال اول خود را می یابد و بلافاصله در بیت بعد پرسش خود را تغییر داده و می پرسد «از آفاق کدوم قصه شکفتی» ، به این ترتیب پرسش کلیدی فرم با استفاده از جواب سوال قبلی مطرح می شود . پرسشی که جواب سوال اول را نیز با خود همراه دارد .
این نوع روایت درونی با توجه به نمونه های کمِ موجود ، در ترانه ای با این مشخصات و ویژگی ها قابل توجه است . همچنین می توان به روایت درونی دیگری نیز اشاره کرد :
در بیت دوم از بند دوم رعایت زمان در حرکت از «شوق آزادی» به سمت «حس رهایی» بسیار دلنشین است . همانطور که واضح است «حس رهایی» الزاما بعد از «شوق آزادی» ایجاد می شود و رعایت ترتیب زمانی این دو در دو مصراع پی در پی موجب شده است که این فاصله ی زمانی به خوبی احساس گردد.
نکته ی دیگر در زبان ترانه ی «لوند» به کار بردن شکل های مختلف گفتاری یک واژه در فاصله های نزدیک به هم است که با توجه به رخ دادن این مسئله در محاوره ، زبان را دچار سستی نکرده است :
تو از چرخش یک رقص ، تو خلوت شبانه
یا از متن یه تصویر ، لوند و دلبرانه
« یک» و «یه» در بیت بالا و «مثل» و «مثه» در بیت زیر :
که مثل شوق آزادی زلالی
مثه حس رهایی دلنشینی
همچنین موضوع دیگر ی که می توان بدان اشاره داشت حذف های بسیار به جایی است که در بیت چهارم اتفاق افتاده و از تکرار واژها و تکراری شدن مصراع ها جلوگیری نموده است:
شب از اسم تو گلبارون {شد }
من از عطر عبور تو { گلبارون شدم }
مورد قابل ذکر دیگر ، استفاده از واژه ی «هم پرواز» در بیت سوم است . «هم پرواز» در مصراع « که هم پرواز رویا نازنینی» به معنای «هم اندازه» به کار برده شده اما به دلیل اینکه از دیربازِ شعر و محاوره ی جامعه «در رویا بودن» را به «پرواز کردن» تشبیه می کرده ، بسیار به جا و مناسب واژه ی «هم پرواز» به جای «هم اندازه» استفاده شده است .
یکی از نقاط قوت «لوند» پایان بندی ترانه است . تصویری بکر و زیبا که همچنان به شکفتن اشاره دارد . شکفتن در اوج نا امیدی و ناباوری . در این بیت ، راوی ترانه ی خود را از ابتدا تا انتها آتشی می داند که اکنون به خاکستر نشسته است و معشوق همانند نسیمی گل افشان بر این خاکستر بی جان می دمد و دوباره شعله ورش می سازد . همینطور که مشاهده می شود معشوق در اینجا هم صفت"گل" را به همراه خود دارد .
اما کمی هم بشنویم از موسیقی ترانه. باید اعتراف کرد که بیژن مرتضوی در طی این چند سال با عوامل تاثیر گذار در موفقیت یک ترانه بخوبی آشنا شده وتوانسته به عالی ترین شیوه ی ممکن – و در کارهایی نه چندان کم تعداد- این عوامل را به کار گیرد. آنچه که در شنود اول ترانه به نظر می آید، ریتم سرزنده و پر تحرک آن است. ریتم 6/8 ترانه با تمپوی نسبتا بالا، به همراه استفاده ی بجا و استادانه از ریتم گیتار در کنار تنظیم تحسین بر انگیز اثر، جملگی عواملی اند که حضور همزمان آنها می تواند تضمینی باشد بر موفقیت یک ترانه. به ندرت می توان ترانه ی 8/6 ی با تنظیمی اینچنینی یافت که در آن از سازهای زنده
و اکوستیک استفاده شده باشد؛ اما ای کاش این مساله در تمامی کار رعایت شده بود و ما سولوی بی نظیر ابتدای ترانه را نیز با صدای پن فلوت (Pan Flute) واقعی (و نه سینتی سایزری) می شنیدیم. شاید این مساله برای مخاطب عام چندان حایز اهمیت نباشد، اما زمانی که در ویدئوی ترانه می بینیم که نوازنده ای پن فلوت به دست در حال نواختن است – و با در نظر گرفتن اینکه سولو، دو صدایی بوده و ملودی فاصله اول و سوم به طور همزمان به گوش می رسد – پذیرش آن قدری دشوار تر می گردد.
نکته ای که در پایان بد نیست به آن اشاره شود استفاده ی واژه ی «لوند» در این ترانه است که به عنوان اسم این ترانه نیز انتخاب شده . واژه ای که تقریبا فراموش شده بود یا حداقل توسط افراد کمی و در موارد اندکی استفاده می شد ، «ایرج جنتی عطایی» این واژه را در زبان و فضایی مناسب در این ترانه به کار برده . بی راه نیست اگر بگوییم که این استفاده ، لوند رابار دبگر به روزمره ی فارسی زبانان باز کردانده است .
.................................................................
* - برای آسانی بیشتر ، ترانه را بر مبنای وزن ابیات به چهار بند قسمت کرده ایم که در نوشتار ترانه در متن ، این چهار بند قابل تشخیص اند.
در پاین تشکر می کنیم از همراهی و توجه شما عزیزان ، به امید دیدار |!
با سلام خدمت دوستان همراه . مجموعه ی ترانه های زیر برنامه ای است که برای جلسه ی ۶۶ خانه ی ترانه ی اصفهان در نظر گرفته شده . با ما همراه باشید :
تـرانــــــه : عكس فوري
آلــبــــــوم : عكس فوري
خــوانــنده : مهرداد آسماني
ترانه سرا :شهيار قنبري
آهنــگساز :مهرداد آسماني
تنـــظـيــم : مهرداد آسماني
انگار از جنس حریر و ساتنه
قطره اشکی وسط راه آهنه
شادی مرخصی سربازیه
شکل سر رفتن و شاعر شدنه
انگار از جنس قدیم چشم تو
قصه ی برگ و نسیم چشم تو
عکسای گمشده ی قهوه ایه
کفتر الله کریمه چشم تو
مثل پس دادن درسه
آدم از چشات می ترسه
پیش شعرایی که گفته
آدم از نفس میفته
مثل رفتن تا ته سر رفتنه
بهترین جا برای گم شدنه
بهتر از هر پرده ی نقاشیه
صاحب خود خود خود منه
سر پا موندنِ تا سر سحر
حال خوب عکسای سیزده بدر
مثل یک ترانه ی خاطره ساز
عاشقانه ی خوشی مثل نماز
مثل پس دادن درسه
آدم از چشات می ترسه
پیش شعرایی که گفته
آدم از نفس میفته
///////////////////////////////////////////////////////////////////
تـرانــــــه :شام مهتاب
آلــبــــــوم :گل بيتا
خــوانــنده :داريوش اقبالي
ترانه سرا : مينا جلالي
آهنــگساز : ؟
تنـــظـيــم : ؟
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
که صورتگری را نبود اینچنینی
پریزاد عشقو مهاسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی
تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای ، مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه ؟
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه ؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
///////////////////////////////////////////////////////////////////
تـرانــــــه :سرنوشت
آلــبــــــوم :عاشقي
خــوانــنده :شهرام مهاجر
ترانه سرا :سعيد كريمي
آهنــگساز :محمد رضا رفعتي
تنـــظـيــم : حسین فاضل،رضا تاجبخش،محمد کلهر
تو دفتر سياه سرنوشتم ، هرچي بايد از تو بگم ، نوشتم
برات نوشتم عاشقم ، بخوني ، روم نميشه بهت بگم ، مي دوني
چه مهربوني ، مال آسموني
برام عزيزتر از جون مي موني
چه جوري بگم دوست دارم عزيزم
دلت بسوزه يار من بموني
تو زندگيم خيلي گلا رو چيدم
شاپرياي قصه ها رو ديدم
هيشكي با من مثل تويار نبودش
تا تو رو ديدم از همه بريدم
چه مهربوني ، مال آسموني
برام عزيزتر از جون مي موني
چه جوري بگم دوست دارم عزيزم
دلت بسوزه يار من بموني
///////////////////////////////////////////////////////////////////
تـرانــــــه : right in two
آلــبــــــوم : 10000 Days
خــوانــنده : tool
ترانه سرا : : James meynard Keenan
آهنــگساز : Adam Jones , Danney Carey , Justin Chancellor
تنـــظـيــم : -
Angels on the sideline, فرشتگان در پس پرده
Puzzled and amused سرگرم و متعجب
Why did Father give these humans free will? چرا پدر به اين انسان ها اراده آزاد داد ؟
Now they're all confused حال همگي آنها سرگشته اند
Don't these talking monkeys know that آيا اين ميمون هاي ناطق نمي دانند كه
Plenty in this holy garden, silly monkeys فراوانند در اين باغ مقدس , ميمون هاي ابله
Where there's one you're bound to divide it آنجا كه كسي هست شما مصمميد كه تكه اش كنيد
Right in two دقيقاً به دو
Angels on the sideline, فرشتگان در پس پرده
Baffled and confused گيج و متحير
Father blessed them all with reason پدر همگي آنها را منطق عطا كرد
And this is what they choose و اين است آنچه بر مي گزينند :
Monkey killing monkey killing monkey ميمون مي كشد ميمون مي كشد ميمون
Over pieces of the ground بر روي تكه هايي از زمين
Silly monkeys give them thumbs, ميمون هاي ابله احساس پيروزي مي كنند
They forge a blade, آنها شمشيري تيز مي كنند
and where there's one و آنجا كه كسي هست
They're bound to divide it, آنها مصمم اند كه تكه اش كنند
Right in two دقيقاً به دو
Right in two دقيقاً به دو
Monkey killing monkey killing monkey ميمون مي كشد ميمون مي كشد ميمون
Over pieces of other ground بر روي تكه هايي از زمين ديگران
Silly monkeys give them thumbs ميمون هاي ابله انگشت پيروزي بالا مي برند
They make a club آنها چماقي مي سازند
and beat their brother down و برادرشان را زمين مي زنند
How they survive so misguided is a mystery چگونه آنها اينهمه گمراه دوام آورده اند خود معما ييست
Repugnant is a creature who would squander شرم آور, جانوري است كه تلف خواهد كرد
The ability to live tonight in heaven توانايي امشب زيستن را در بهشت
Conscious of his fleeting time here آگاه از زمان زود گذرش در اينجا
Cut it right all, right in two ببريد همه اش را , دقيقاً به دو
Fight over cloud, over earth, over sky بجنگ بر فراز ابر, بر زمين , آسمان
Fight over life, over blood, over air and light بجنگ بر فراز زندگي , بر خون , هوا , نور
Fight over love, over sun, over another بجنگ بر فراز عشق , بر خورشيد , ديگران
Fight for each other, for the ones who are rising بجنگ براي همديگر , براي آناني كه قيام مي كنند
Angels on the sideline again فرشتگان در پس پرده , دوباره
Been so long with patience and reason مدتها مانده اند با صبر و خرد
Angels on the sideline again فرشتگان در پس پرده , دوباره
Wondering when this tug of war will end در عجب كه اين جنگ كش دار كي پايان خواهد يافت
Cut it right all, right in two ببريد همه اش را , دقيقاً به د و
Right in two دقيقاً به دو
Right in two دقيقاً به دو
///////////////////////////////////////////////////////////////////
تـرانــــــه : vicarious lyrics
آلــبــــــوم : 10000 days
خــوانــنده : tool
ترانه سرا : James meynard Keenan
آهنــگساز : Adam Jones , Danney Carey , Justin Chancellor
تنـــظـيــم :-
Eyes on the TV چشم ها خيره به تلويزيون
Cause tragedy thrills me چون تراژدي منو هيجان مياره
Whatever flavor it happens to be like : هر قدر بامزه تر , به اين حوادث شبيه تر :
Killed by the husband كشته شده به وسيله همسرش
Drowned by the ocean غرق شده در اقيانوس
Shot by his own son پسرش بهش شليك كرد
he used to poison in his tea با زهر در چايي مسموم شد
& He kissed him goodbye او بوسيدش و وداع كرد و
That's my kind of story اينست داستاناي من
It's no fun 'til someone die تا كسي نميره حال نميده
Don't look at me like I am a monster اينجوري نيگام نكن , انگار كه يه هيولا باشم
Frown out your one face با يه چهره اخم مي كني
But with the other ولي با ديگري
Stare like a junkie into the TV خيره ميشي مثل يه معتاد به تلويزون
Stare like a zombie خيره مثل يه مرده متحرك
While the mother holds her child وقتي مادري كودكش را گرفته
Watches him die مردنشو تماشا مي كنه
Hands to the sky crying با دستاني رو به آسمان مي گريد
Why, oh why? چرا , آه چرا ؟
Cause I need to watch things die چون من نياز دارم مرگ اشيا را ببينم
From a distance از فاصله (دور)
Vicariously I live while the whole world dies نيابتاً زندگي ميكنم وقتي تمام دنيا مي ميرد
You all need it too, don't lie شما همه بهش نياز داريد , دروغ نگيد
Why can't we just admit it? چرا نمي خوايم اينو بپذيريم ؟
Why can't we just admit it? چرا نمي خوايم اينو بپذيريم ؟
We won't give pause until the blood is flowing هيچ وقفه اي نميديم تا زماني كه خون جاري باشه
Neither the brave nor bold هيچ كس شجاعت و جرات نخواهد داشت
Will write us the stories , so كه اين داستان ُ برامون بنويسه , پس
We won't give pause until the blood is flowing هيچ وقفه اي نميديم تا زماني كه خون جاري باشه
I need to watch things die من نياز دارم مرگ چيزها رو تماشاكنم
From a good safe distance از يه فاصله خوب و امن
Vicariously I live while the whole world dies نيابتاً زندگي ميكنم وقتي تمام دنيا مي مير د
You all feel the same, so شما همگي همين احساس ُ داريد , پس
Why can't we just admit it? چرا نمي خوايم اينو بپذيريم ؟
Blood like rain come down خون مثل باران مي باره
Drawn by graves and ground و به درون زمين و گور ها كشيده ميشه
Part vampire , Part warrior تكه اي خونخوار , تكه اي جنگجو
Carnivore and voyeur درنده و چشم چران
Still have the transmitter هنوز فرستنده اي داره
Sink to the death rattle رو موج پارازيتي مرگ
La, la, la, la, la, la-la-lie لا لا لا لا , بخواب
La, la, la, la, la, la-la-lie لا لا لا لا , بخواب
Credulous at best ساده لوحي بهترين توصيف توست
Your desire to believe in علاقه ات به ايمان به اينكه
Angels in the hearts of men فرشتگان در قلب آدمي اند
But pull your head on out ولي سرت رو از برف بكش بيرون
Your head please سر مباركتونُ لطفاً
And give a listen و گوش كن
Shouldn't have to say it all again نبايد همه چي رو دوباره بگم
The universe is hostile, so impersonal جهان متخاصم ِ , بسيار بي رحم
Devour to survive so it is, مي بلعه تا زنده بمونه , پس اينست
So it's always been پس هميشه اينجوري بوده
We all feed on tragedy ما همگي از تراژدي تغذيه مي كنيم
It's like blood to a vampire اين مثل خون ِ براي خون آشام Vicariously I... نهایتا من Live while the whole world dies زندگی می کنم وقتی تمام دنیا می میره Much better you, than I و تو خیلی بهتر از من
پایان