
با عرض تسليت مجدد
اعضاي خانه ي ترانه ي اصفهان
//////////////////////////////////////////////////////////
ضمن عرض تسليت به جامعه ي هنري كشور به خاطر درگذشت ناصر عبدالهي جلسه ي هشتاد و پنجم را با ترانه هايي از آلبوم هاي ناصر عبدالهي و ترانه اي قديمي برگزار مي كنيم .
//////////////////////////////////////
ترانه : هواي حوا
آلبوم : هواي حوا
خواننده : ناصر عبدالهي
ترانه سرا : محمد علي بهمني
آهنگساز : فرزاد فرومند
تنظيم : فرزاد فرومند
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنه ي كفش فرارو ور كشيد
آستين همتو بالا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه ي فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه ي فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشه ي فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامه ي فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
//////////////////////////////////////
ترانه : بچه هاي خياباني
البوم : هواي حوا
خواننده : ناصر عبدالهي
ترانه سرا : ابراهيم اسماعيلي
آهنگساز : فرزاد فرومند
تنظيم : فرزاد فرومند
دو تا چشم بی تکلّف ، یه صدای خشک زخمی ، یه نگاه بی ستاره
دو تا دست پینه بسته ، دو تا پای خرد و خسته ، که دیگه رمق نداره
از سر صبح تا دل شب ، میپیچه صدای گاری ، تو گوش کر خیابون
توی گرما زیر آفتاب ، توی سرما زیر بارون ، سر چهارراه دور میدون
میخوام از شما بخونم ، شما که غریبه هستین ، پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه ، دستاتون رو هدیه کردین ، به نگاه سرد ماها
پیشتون مثل یه برّه ست ، سر به زیر و رام و آروم ، دنیا با این همه گرگیش
توی این معرکه میدون ، کوچیکه قد یه کوچه ، با نهایت بزرگیش
توی مشتاتون اسیره ، مثل بازیچه ي کوکی ، که تو دست این و اونه
اگه مردی مونده باشه ، توی بازوی شماهاست ، جون هرچی پهلوونه
میخوام از شما بخونم ، شما که غریبه هستین ، پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه ، دستاتون رو هدیه کردین ، به نگاه سرد ماها
کوچیکین امّا بزرگین ، هرچی سختیا زیاده ، همّت شما بلنده
توی این دوره زمونه ، خیلی حرفه که یه بچه ، کمر مردی ببنده
دل آسمون میریزه ، وقتی لبهاتون میلرزه ،امّا گریه رو میخندین
کوچیکین امّا بزرگین ، به خود خدا قسم که ، شماها یه پارچه مردیـــــــــن
میخوام از شما بخونم ، شما که غریبه هستین ، پیش چشم آشناها
از همیشه تا همیشه ، دستاتون رو هدیه کردین ، به نگاه سرد ماها
//////////////////////////////////////
ترانه : مثل روزاي باروني
البوم : دوستت دارم
خواننده : ناصر عبدالهي
ترانه سرا : محمد علی بهمنی
آهنگساز : ناصر عبدالهي
تنظيم : بهنام ابطحي
یه روز دلم گرفته بود . مثل روزای بارونی
از اون هواها که خودت . حال و هواشو میدونی
اگه بشه با واژه ها . حالمو تعریف بکنم
تو هم من و شعر منو با همه حست می خونی
یه حالی داشتم که نگو . یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من . جایی گذاشتم که نپرس
یه جایی که میگردم و دوباره پیداش میکنم
حتی اگه کویر باشه . بهشت دنیاش میکنم
اسم قشنگ شهرمو تو میدونی چی میذارم
دونه دونه . کوچه هاشو به اسمای کی میذارم
آخه تو هم مثل منی . مثل دلای ایرونی
وقتی هوا ابری میشه . حال و هوامو میدونی
وقتی هوا ابری میشه . حال و هوامو میدونی
//////////////////////////////////////
ترانه : شريك
البوم : حقيقت
خواننده : مهستي
ترانه سرا : ؟
آهنگساز : ؟
تنظيم : ؟
شریک سقف من نیستی،بذار همسایه باشیم و
فقط یک دونه دیوارو شریکم باش،شریکم باش،شریکم
شریک عمر من نیستی، بیا هم لحظه باشیم و
همین یک لحظه دیدارو شریکم باش،شریکم باش،شریکم
فقط در حد یک لبخند،لبتو قسمت من کن
اگه خورشید من نیستی بیا و شمع و روشن کن
تمنای شرابم نیست،یه جرعه آب شریکم باش
کنار چشمه ی رؤیا یه لحظه خواب شریکم باش
شریک زندگیم نیستی،شریک آرزویم باش
اگه نیستی کنار من، بیا و روبرویم باش
سلامی کن گه و گاهی به نام آشنا بر من
همین اندازه هم بسه، برای شور دل بستن
غزلخونم نباش اما به حرفی ساده شادم کن
اگه دیدی منو بشناس،نمی گم اینکه یادم کن
یه عشق نابسامانو چه پایانی از این خوشتر
شکایت نامه ی دل رو چه پایانی از این خوشتر
شریک سقف من نیستی،بذار همسایه باشیم و
فقط یک دونه دیوارو شریکم باش،شریکم باش،شریکم
شریک عمر من نیستی، بیا هم لحظه باشیم و
همین یک لحظه دیدارو شریکم باش،شریکم باش،شریکم...
* متاسفانه از اين ترانه اطلاعات دقيقي در دست نيست و عليرغم جستجوي فراوان نام عوامل اين اثر را پيدا نكرديم .
//////////////////////////////////////
درگذشت ِ ناگهاني ِ پدر ِ بزرگوار ِ علي باغبان را
به ايشان و خانواده ي ِ محترمشان تسليت گفته و
برايشان آرزوي بردباري و صبر داريم .
و اما در جلسه ي هشتاد و چاهارم خانه ي ترانه ي اصفهان ، به نقد ترانه ي يكي از اعضا مي پردازيم ، ترانه اي از خانم "هدي شاهپوري" متولد 1365 ، همچنين ترانه اي از "مريم حيدر زاده" را بررسي خواهيم كرد . سپس از آخرين كاست مهدي مقدم نيز ترانه ي "خیلی بد شد " سروده ي "ترانه مكرم" را خواهيم شنيد . با ما باشيد :
(1)
ترانه سرا : هدي شاهپوري
دل ابرا رو سیا کن !بگو بد سلیقه نیستم !
از تب ترانه شد که پای این بارون وامیستم
یه نیگاه به ابرا بنداز ، اون منم که گرگ ومیشم ...
کی میگه روزای ابری جايی آفتابي نمیشم ؟!
می بینی چه تاروپودی ؟! چه ترانه کبودی ؟!
من همونم که تو خواستی ، ولی تو همون که بودی ...
من که تاروپودم احساس ، تو چشام یه تیکه الماس ...
تو که پیش حرمت یاس ، مستی از جسارت داس !
از تمنای ترانه به کجاها که رسیدی !
من فقط عاشقت هستم ، تو فقط اینو ندیدی
آسمون ابری من ، گنج لذتای پنهون
شادی ترانه خوندن ، زیر سخگیری بارون
دل ابرا رو سیا کن بگو بد سلیقه نیستم
ازتب ترانه شد که پای این بارون وامیستم.
//////////////////////////////////////////////////////////////
(2)
ترانه : خيلي بد شد
آلبوم :تسونامي
خواننده : مهدي مقدم
ترانه سرا : ترانه مكرم
آهنگساز : پيام شمس
تنظيم : پيام شمس
پیش تو باز کم اوردم،
خیلی بد شد!
قسم دروغی خوردم،
خیلی بد شد!
با غریبه منو دیدی،
خیلی بد شد!
پشت من چیا شنیدی،
خیلی بد شد!
به تو گفتم مثل تو زیاده اما،
واسه تو داشتم میمردم!
تو رو با اون یکی دیدم،
کم اوردم!
ولی من هر کاری کردم
تو رو از یاد نمی بردم
اگه اشتباهی کردم
آخرش چوبشو خوردم
غیر تو هیچکی ندیدم
همه جا به تو رسیدم
از همه دنیا گذشتم
تو رو با اون یکی دیدم
///////////////////////////////////////////////////
(3)
ترانه : وقتي رفتم
آلبوم : از خدا خواسته
خواننده : خانم مهستي
ترانه سرا : مريم حيدرزاده
آهنگساز : شادمهر عقيلي
تنظيم : شادمهر عقيلي
هیشکی از رفتن من غصه نخورد ، هیشکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت ، بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصه ش نگرفت ، وقتی رفتم کسی بدرقه م نکرد
دل من می خواس تلافی بکنه ، پس چش ِ هیچکسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت ، هوا صاف و خیلی اَم آفتابی بود
اگه شب می رفتم و خورشید نبود، آسمون خوب می دونم مهتابی بود
دَم ِ رفتن کسی گُفت : " سفر به خیر" ، که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من، همه ی آرزوهاشو باخته بود
چهره ی هیچ کسی پژمرده نبود ؛ گلا اما همه پژمرده بودن
کسایی که واسشون مهم بودم ، همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی غصه ش نگرفت...
جلسه ي هشتاد و سوم خانه ترانه ي اصفهان اختصاص به فعالیت هاي "بابك بيات" دارد . با توجه به اين كه "بابك بيات" در اكثر زمينه هاي موسيقي از جمله : ترانه ، موسيقي فيلم ، موسيقي براي دكلمه و ... فعاليت داشته در اين جلسه نگاهي اجمالي به فعاليت ها و سير كاري وي داريم . در اين جلسه برخي از ترانه هاي قديمي كه وي آهنگ و تنظيم آن ها را بر عهده داشته به صورت تايپ شده در اختيار اعضا قرار خواهد گرفت و برخي از ترانه هاي پس از انقلابی وي به همراه برخي از همكاري هاي "بابك بيات" با "احمد شاملو" پخش خواهد شد و مورد بررسي قرار خواهد گرفت . همچنين زندگينامه و كارنامه ي موسيقي فيلم او در جلسه توزيع خواهد شد و نگاهي نیز به آنها خواهيم داشت . جلسه با پخش صحنه هايي از كنسرت هاي "بابك بيات" و تشييع جنازه ي وي ادامه خواهد يافت .
با ما باشيد .
جلسه ي هشتاد و دوم را با دو ترانه از سال هاي دور از "ايرج جنتي عطايي" و "شهياز قنبري" و يك ترانه ي جديد از "ترانه مكرم" پي مي گيريم . لازم به ذكر است كه جلسه ي آينده مورخ 19/9/85 برنامه ي ويژه اي در پيوند با "بابك بيات" و فعاليت هاي وي خواهيم داشت . با ما باشيد .
ترانه : سرگردون/ مسافر
آلبوم :-/قصه ي امير
خواننده :داريوش اقبالي/سياوش قميشي
ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي
آهنگساز : منوچهر چشم آذر/ سياوش قميشي
تنظيم : منوچهر چشم آذر/ نويد نحوي
از عذابِ جاده خسته ، نرسيده و رسيده،
آهي از سر رسيدن ، نكشيده و كشيده،
غمِ سرگردونيامو با تو صادقانه گفتم!
اسمي كه اسمِ شبم بود ، با تو عاشقانه گفتم!
با تنم زخمي اگه بود ، بي رمق بود اگه پاهام،
تازه تازه با تو گفتم ، اگه كهنه بود دردام!
منِ سرگردونِ ساده، تورو صادق مي دونستم!
اين برام شكسته اما،تورو عاشق مي دونستم!
تو تموم طول جاده،كه افق برابرم بود،
شوق تو راهتوشه ي من،اسمِ تو همسفرم بود!
منِ دلشيشه اي هر جا،هر شكستن، كه شكستم
زيرِ كوهبارِ غصّه،هر نشستن، كه نشستم
عشق تو از خاطرم برد،كه نحيفم و پياده!
تورو فرياد زدم و باز،خون شدم تو رگِ جاده!
نيزه نمبادِ شرجي،وسط دشت تابستون،
تازيانه هاي رگبار،توي چلّه زمستون،
نتونستن،نتونستن جلوي(كينه ي) منو بگيرن!
از منِ خستهي خسته،شوق رفتنو بگيرن!
حالا كه رسيدم اينجا،پرِ قصّه برا گفتن،
پر نياز تو براي آه شنيدن و شنفتن،
تورو با خودم غريبه از خودم(غمم) جدا مي بينم
خودمو پر از ترانه، تورو بيصدا مي بينم!
منِ سرگردونِ ساده، تورو صادق مي دونستم!
اين برام شكسته اما،تورو عاشق مي دونستم!
اون هميشه با محبت براي من ديگه نيستي
نگو صادقي به عشقت آخه چشمات ميگه نيستي
كي صداتو داد به مهتاب؟ مهتابو كي برد از اينجا ؟
اسمتو كي داد به خورشيد؟خورشيدو كي داد به ابرا؟
با منه رهيده از خود،يك ترانه همصدا شو!
با من از زنجير اين شب،همصدا شو و رها شو!
* قسمتهايي كه در پزانتز آورده شده مربوط به اجراي اول مي ياشد . بيت آخر كه به صورت ايتاليك آمده در هيچكدام از دو اجرا خوانده نشده و تنها در كناب هاب "ايرج جنتي عطايي" نوشته شده است .
////////////////////////////////////////////
ترانه : هجرت
آلبوم : -
خواننده : فائقه آتشين
ترانه سرا : شهبار قنبري
آهنگساز : واروژان
تنظيم : واروژان
با سقوط دستاي ما(تو)*
در تنم چيزي فرو ريخت
هجرتت اوج صدامو
از فراز شاخه آويخت
اي زلال سبزِ جاري
جاي خوب غسل تعميد
بي تو بايد مرد و پژمرد
زير خاك باغچه پوسيد
فصلي كه من با تو ما شد
فصل سبز خواهش برگ
فصلي كه ما بي تو من شد
فصل خاکستری مرگ
تو بگو جز تو کدوم رود
ناجی لب تشنگی بود
جز تو آغوش کدوم باد
سایه گاه خستگی بود
بی تو باید،بی تو باید
تا نفس دارم ببارم
من برای گريه کردن
شونه هاتو کم می یارم
چشم تو با هق هق من
با شکستن آشنا نیست
این شکستن بی صدا بود
هر صدایی که صدا نیست
ای رفیق ناخوشی ها
این خوشی باید بمیره
جز تو همراهی ندارم
تا شب از من پس بگیره
با تو بدرود ای مسافر
هجرت تو بی خطر باد
پر تپش باشه دلی که
خون به رگ های تنم داد
فصلی که من با تو ما شد
فصل سبز خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد
فصل خاکستری مرگ
* در دكلمه ي شاعر اينگونه خوانده شده است .
////////////////////////////////////////////
ترانه : خيلي بد شد
آلبوم : سونامي
خواننده : مهدي مقدم
ترانه سرا : ترانه مكرم
آهنگساز : پيام شمس
تنظيم : پيام شمس
پیش تو باز کم اوردم،
خیلی بد شد!
قسم دروغی خوردم،
خیلی بد شد!
با غریبه منو دیدی،
خیلی بد شد!
پشت من چیا شنیدی،
خیلی بد شد!
به تو گفتم مثل تو زیاده اما،
واسه تو داشتم میمردم!
تو رو با اون یکی دیدم،
کم اوردم!
ولی من هر کاری کردم
تو رو از یاد نمی بردم
اگه اشتباهی کردم
آخرش چوبشو خوردم
غیر تو هیچکی ندیدم
همه جا به تو رسیدم
از همه دنیا گذشتم
تو رو با اون یکی دیدم
////////////////////////////////////////////
ترانه بي رمق شد ، خاطره ها به نفس نفس افتادند
و سكوت...
از طرف تمامي اعضاي "خانه ترانه اصفهان" درگذشت "بابك بيات" را به جامعه ي هنري و ترانه دوستان تسليت مي گوييم .
پيكر آن مرحوم روز چهار شنبه ، 8 آذر، ساعت 9 صبح ، از مقابل تالار وحدت تشييع مي شود .