تبليغاتX
خــــــانه تــــرانــــــه اصــــفــهـان

قسمت اصلي جلسه‌ي نود و نهم به ادامه‌ي مبحث "طنز در ترانه" اختصاص خواهد يافت . گزارش اين دوجلسه به همراه پيش درامد مطرح شده در هفته‌هاي آينده بر روي اين وبلاگ قرار خواهد گرفت . همچنين يك ترانه از اعضاي جلسه : "محسن آزادي" و يك ترانه از .... در اين جلسه نقد خواهد شد . متن ترانه‌ها را در زيا بخوانيد :

///////////////////////////////////

 

ترانه : ببخشيد

ترانه سرا : محسن آزادي

 

 

ببخشید اگه این روزا شدم٬یه استکان چای ِسرد و غلیظ!

با یه من شیکر منو هم بزن٬منو سر بکش٬منو دور نریز

 

ببخشید اگه خنده م زوریه٬یا مثل ِسابق٬ بودنم خوب نیست

این که می بینی دلگیر و سرده٬صورَِتمه٬تابلوی غروب نیست!

 

این روزا ابر سنگین بغضم٬روی شونه هات تحمّلم کن

وقتی فراری می شم از خودم٬توی آغوشت منو قایَم کن

 

ببخشید اگه آغوشم شده٬برای تنت یخچال ِتبدار

یا وقتی بهم تکیه می کنی٬فرقی ندارم انگار با دیوار

 

ساکت و سنگین و بی تفاوت٬خندیدن واسَم آرزو شده

همه اشتباهم می گیرن با یه دس کت-شلوار ِ اُتو شده

 

اگه یه مترسک ساکتم٬منو به رقص جنوبیت ببخش

سیاوش می خواد رد شه از آتیش٬بدی ِمنو به خوبیت ببخش

 

این روزا ابر سنگین بغضم٬روی شونه هات تحمّلم کن

 وقتی فراری می شم از خودم٬توی آغوشت منو قایَم کن

 

///////////////////////////////////

 

ترانه : شب شيشه‌اي

خواننده : مهدي يراحي

ترانه سرا : روزبه بماني

آهنگساز : مهدي يراحي

تنظيم : بهروز صفاريان

 

 

من و انتظار و اين ترس تنهايي

من و حس اينكه هر لحظه اينجايي

دارم آينه ها رو گم مي كنم كم كم

 تو رو هر طرف رو مي كنم مي بينم

نگو از تو چشمام چيزي نمي خوني

تو كه لحظه لحظه حالم رو مي دوني

اگه اين بهارم برنگردي خونه

ديگه چيزي از من يادت نمي مونه

 

منو رها كن از اين فكر تنهايي

تو نرفتي ، نه ! تو هنوزم اينجايي

 

دارم از خودم با فكر تو رد مي شم

دارم عاشقي رو با تو بلد مي شم

 

منو رها كن از اين فكر تنهايي

تو نرفتي ، نه ! تو هنوزم اينجايي ...

///////////////////////////////////

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/30ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط خانه ترانه اصفهان 

در جلسه‌ي نود و ششم به سراغ ترانه‌اي از آلبوم تازه منتشر شده‌ي "پروانگي" ،‌ترانه‌اي از دهه‌ي 50 و ترانه‌اي از"محمدرضا بابايي فر" يكي از اعضاي خانه ترانه‌ي اصفهان رفتيم . با ما باشيد .

//////////////////////////////////////////////

ترانه : فصل تازه

آلبوم : فصل تازه

خواننده : فائقه آتشين

ترانه سرا : زويا زاكاريان

آهنگساز : واروژان

تنظيم :واروژان

نگاه كن من چه بی پروا، چه بی پروا
به مرز قصه های كهنه می تازم

نگاه كن با چه سرسختی تو اين سرما

برای عشق يه فصل تازه می سازم



يه فصل پاك، يه فصل امن و بی وحشت

براي تو كه يك گلبرگ زودرنجی

يه فصل گرم و راحت زير پوست من

براي تو كه باارزش ترين گنجی



نگاه كن من به عشق تو چه ليلا وار

تن يخ بسته‌ي پروازو می بوسم

بيا گرم كن منو با سرخی رگ هات

من اون رگ های پر آوازو می بوسم



تو رو می بوسم ای پاكيزه‌ي عريان

تو روپاكيزه مثل مخمل قرآن

طلوع كن من حرارت از تو می گيرم

ظهور كن من شهامت از تو می گيرم



بيا ، هيچ كس مثل من و تو عاشق نيست

مثل ما عاشق و همسايه و همدم

بيا ، از شيشه‌ي سخت و بلند عشق

مثل ارابهء نور رد بشيم با هم



نگاه كن ، من چه شبنم وار، چه شبنم وار

به استقبال دستای خزون می رم

هراسم نيست از اين سرمای ويران گر

برای تو ، من عاشقانه می ميرم

//////////////////////////////////////////////

ترانه : با من بمون هميشه

آلبوم : پروانگي

خواننده : ميثم بختياري

ترانه سرا : بابك صحرايي

آهنگساز : بابك اميني

تنظيم : بابك اميني

تو این حریر گلریز

مثل غم شقایق

تو خواب خیس پاییز

 

با من بمون همیشه ، ندای صبح روشن

فاصله ها رو بشکن ، در شب گریه‌ي من

 

ما هر دو از یه ریشه ، تنها و بی ترانه

در انتظار فردا ، شکستیم عاشقانه

 

تو وهم سبز جنگل ، سهم من و تو از روز

خورشیدی کاغذی بود ، دیر آشنای امروز

 

نذار دوباره باغچه ، اشکامونو ببینه

پروانه پر ببنده ، به سوی گل بشینه

 

با من بمون که ماهو ، هدیه برات بیارم

سبد سبد ستاره ، پیش چشات بذارم

 

با من بمون همیشه ، ‌تو این حریر گلریز

مثل غم شقایق ، تو خواب خیس پاییز

 

با من بمون که فردا ، مجال موندنی نیست

غصه که پا بگیره ، دیگه پروندنی نیست

//////////////////////////////////////////////

ترانه : ...

ترانه سرا : محمدرضا بابايي فر

من يه مرد نيمه جونم ، وسط دو راه تقويم

غصه‌هام نگفتني موند ، روي بغض برگ ترحيم

 

من يه مرده‌ي عمودي ، تو كلاف دو تا خورجين

همه هفت سين دارن اما ف من دريغ از يه دونه سين

 

هيچ كسي براي دستام گل ساعتي نكاشته

آينه ديگه منتظر نيس ، شب سرِ كارم گذاشته

 

لحظه‌ي تحويل ساله ، ساعت من كر و لاله

سيبي كه تو سفره چيدم ، سيب سرخه، ولي كاله

 

دور سبزه‌ها هميشه ، حصار قرمز كشيدن

ماهي تنگ بلورُ ، لب دريا سر بريدن

 

سكه‌ي شانس ما هيج‌وقت ، روي خوشبختي نديده

هيچ كسي تلخي عيدُ روي لب‌هام نچشيده

//////////////////////////////////////////////

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/09ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط خانه ترانه اصفهان 

در جلسه‌ي نود پنجم بحث ترانه‌ي رپ را ادامه مي‌دهيم با دو كار ديگر از "هيچكس" . همچنين در اين جلسه ترانه‌ي "خسته" از "مجيد نكويي" كه از اعضاي جلسه مي‌باشد به بحث گذاشته خواهد شد . شاد باشيد .

 

///////////////////////////////////////

 

ترانه : قانون

آلبوم : جنگل آسفالت

خواننده : سروش لشگري(هيچكس)

ترانه سرا : سروش لشگري(هيچكس)

آهنگساز : مهديار آقاجاني

تنظيم : مهديار آقاجاني

 

يه قانون هست که هيچ جا درج شده نيستش

تويه خيابون حاکمه ترد شده نيستش
سخت شده ريسکش...

که بي‌صدا...

هر چی بدخواهه بشه بی صدا
بذار از اين قانون يه کم بيشتر بگم

هر چند منتقدينِ من مي‌خوان بيشتر بشن
قانونی که بحثشه قانونه جنگله

ضعيف مي‌ميره هميشه قوی سرتره
اينجا خيابونه چشاتو يکم واکن

 قانونشو شرح مي‌دم باش يکم تا کن
اينجا کفِش آسفالته با این حال که ناجا هست امکانش هست حق پايه مال شه
چه لاتاي بي‌خطری که تو زندونن

چون که هرکی هرچی زور گفت بر ضد بودن
تقصيره من چيه؟ اگه دفاعه کارم

کلی حرف واسه زدن -اين دهن بذاره- دارم

ببين ببين به من دست بند نزن
چرا اينو که مي‌زنی بهم ميگی حرف نزن
بذار بگم من يه قربانی از جنگلم
من يه ، من يه قربانی از جنگلم


من و تو هر کدوم قرباني به يه نوبه ایم
می‌دونم توی دلت داری مثه من یه عقده ای
جامعه که ما رو تو خیابون بار آورد

خشونتو دیدیم نه یه بار بلکه بارها شد
چه تیغه هایی که کشیده شدن رو این بدن

زود می‌میره کسی که میگه رویین تنم
اینجا کفِش آسفالته یه پاسگاس

که قانون اساسی هم توش می‌شه پایمال
چرا هنوز زنده‌م این واسه من یه سواله

باید طور دیگه بمی‌رم عزرائیل اين تزو داده
ما بین یه گله گرگ بزرگ شدیم

ما عین یه بچه گرگ، خب گرگ شدیم
روح بچه سیاه نیست وقت تولد

من همون بچم اما بچه تلف شد
من بیگناهم خدا هم شاهده

فکر میکنی بشه کسی به خدا هم باج بده

ببين ببين به من دست بند نزن
چرا اينو که مي‌زنی بهم ميگی حرف نزن
بذار بگم من يه قربانی از جنگلم
من يه ، من يه قربانی از جنگلم


من یه قربانیم مثه خیلیا

روزی که روح آزاد بشه کی میاد
آدمای دور تو همگی لاشخور صفت

نهایت تو هم میشی لاشخور چه بد
خیلیا زنده‌ن چون که کشتن جرمه

انسانیت کو؟ - کشتن، مرده !
پشتم شد به جامعه

عقدم توی رپ شد حادثه
اینا همه باعث این شدن فاصله

بین عشق و نفرت زیاد شه
چون خیابون غاصبه

می‌گیره عشق و از تو نفرت به جاش
نگو چرا ناراحتی حرصم به جاش

دستبند و باز کن چونکه بازم حرف دارم
من حرفام راسته،  می‌کنم دفاع از کارم
بذار بگم من به قریانی از جنگلم

من یه قربانی

ببين ببين به من دست بند نزن
چرا اينو که مي‌زنی بهم ميگی حرف نزن
بذار بگم من يه قربانی از جنگلم
من يه ، من يه قربانی از جنگلم

 

///////////////////////////////////////

ترانه : ديده و دل

آلبوم : جنگل آسفالت

خواننده : سروش لشگري(هيچكس)

ترانه سرا : سروش لشگري(هيچكس)

آهنگساز : مهديار آقاجاني

تنظيم : مهديار آقاجاني

 

همه چی از اونجا شروع می‌شه که تو چیزی می‌بینی

می‌گی این همون چیزیه که تو رویاها می‌دیدی

می‌چینی واسه رسیدن به چیزی که آرزوته

آره اونه چیزی که کمک تو باشه پوله

حال و روز ما که همه چی رو می‌بینیم اینه

شاید باید ببندیم چش و گیریم این می‌شه

اما دیدنی ها رو دیدیم و دیگه دیر شده

می‌گه این دیگه دنیا و توی دین پره

که به دنیا و هرچی که توشه دل نبند

چشم من خیلی چیزا رو گرفت و ول نکرد

تقصیرمن نیست پسر این کار دله

این بار که شعر من نیس این کار دله

این بار چش بچه این که چاره نشه

میخواد بخره اسباب بازی و پدر بیچاره نکه...

نخواد اما توی جیب پولی نیست دیگه

دستش رو سر پسره میگه روزی میرسه

که تو به هر چی که میخوای میرسی پسر

از پدر من بود پسر این رسید به من

نیس کسی که ضرب

ازاین حسی که من

دارم دربیاره

پی بی حسی به من میده

دلیل رپم اینه

همیشه من از اینكه

دیدم اون مرضی که

دارم در عذابم بدون نفهمیه

که اگه دیده نباشه دل ساکته

ماها قربانیه چشیم این ثابته

 

 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چی دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

///////////////////////////////////////

ترانه : خسته

ترانه سرا : مجيد نكويي

 

 

 

 

خسته‌م مثه ساعتی که کوکش دیگه تمومه

خسته‌م مثه ابرایی که بادا جاشون گذاشتن

خستم مثه درختی که یه عمره منتظر وایساده

خسته‌م  خسته‌م خسته‌م

بریدم بریدم مثه ابرای هزار تیکه

بریدم مثه یه بااااد از نفس افتاده

         مثه یه باد از نفس افتاده

خستم مثه ساعتی که کوکش دیگه تمومه

              ابرایی که بادا جاشون گذاشتن

             درختی که یه عمره منتظر وایساده

 

   بریدم  بریدم  مثه ابرای هزار تیکه

بریدم مثه یه بااااااااد از نفس افتاده

نیستی نیستی که ببینی چشمات

حتی از تو قاب (عکس)کار دسم داده

 

///////////////////////////////////////

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/01ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط خانه ترانه اصفهان