
همانطور كه در هفتهي پيش اعلام شد، بحث جلسهي صد و پنجم خانه ترانهي اصفهان در مورد " تاثیر فرهنگ بر ترانه و تاثیرپذیری ترانه از فرهنگ" بر اساس مقالهاي از خانم "مريم ياوري"ست. در زير جدول زمانبندي ارائه مقالات و همچنين مقالهي خانم ياوري آورده شده است.
|
رديف |
تاريخ |
عنوان مقاله |
ارائه دهنده |
|
1 |
31/4/1386 |
تاثیر فرهنگ بر ترانه و تاثیرپذیری ترانه از فرهنگ |
مريم ياوري |
|
2 |
7/5/1386 |
- |
- |
|
3 |
14/5/1386 |
بررسي ارزش در ترانههاي بازاري |
محمد بكراني |
|
4 |
21/5/1386 |
پست مدرن در ترانه |
پريا تفنگساز |
|
5 |
28/5/1386 |
بررسي جايگاه طنز در ترانه |
محمد بابايي فر |
|
6 |
4/6/1386 |
مدگرايي و فانتزيسم در ترانه |
هدي شاهپوري |
تاثیر فرهنگ بر ترانه و تاثیرپذیری فرهنگ از ترانه
آنچه در مرحله نخست به ذهن من و شما می رسد در مورد تاثیر ایندو بر هم شکی وجود ندارد.فرهنگ بستری است که بر تمام وجوه زندگی انسانها تاثیر می گذاردکه هنرادبیات و من جمله ترانه از آن بی نصیب نخواهد بود
در مقابل ترانه هم به گونه ای می تواند ترانه را تحت تاثیر قرار دهد اما آنچه بیشتر ذهن من را به خود مشغول
کرده میزان و چگونگی این تاثیر است شاید بررسی دقیق تر بتواند ما را در رسیدن به اهداف کاربردی تر یاری رساند.
آنچه به طور مختصر در این متن بررسی می شود:
1)تعریف ترانه و فرهنگ (بررسی چند مقاله)
2) چه اتفاقی می افتد که در اواخر دهه 1340ترانه در ایران به اوج می رسد؟
3) ادبیات حیطه گسترده ای دارد(رمان ،داستان کوتاه ،شعرو....)چرا در این میان ما به بررسی ترانه می پرازیم؟
4)چه اتفاقی می افتد برای کسانی که با هدف ارتقائ فرهنگ جامعه شروع می کنند ولی به ترانه های سطح می رسند؟
1)تعریف فرهنگ و ترانه:
1 (فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است
· فرهنگ عامل توحید بخش ارزشهای اجتماعی است .
· فرهنگ نظم بخش رفتار انسانها و کنترل کننده غرایز است .
· فرهنگ متمایز کننده جوامع از یکدیگر است .
· فرهنگ آموختنی است . انتقال فرهنگ در مرحله اول بوسیله خانواده و شبکه خویشاوندی و سپس بواسطه منابع دیگر مثل سازمانها و محافل بیرون از خانواده , موسسات آموزشی , وسایل ارتباط جمعی و گروههای اجتماعی , از جامعه به فرد صورت میگیرد.
· فرهنگ حاصل تجربیات و بشری است که طی قرون و اعصار و طی نسلهای متمادی , فراهم آمده و پیچیده تر گردیده است.
· ابعاد مادی و معنوی فرهنگ پیوسته در حال تغییرات تدریجی است که در مجموع و در طی قرون و اعصار بصورت تحولاتی که دورههای مختلف تاریخی بشری را از هم متمایز متجلی میگردد)
حتما با کاربردهای دیگری از فرهنگ برخورد داشته اید:
از دیدگاه روشنفکران،با فرهنگ =اهل مطا لعه،مبادی آداب
و گاهی فرهنگ به علم و دانش نسبت به انجام کاری گفته می شود:فرهنگ شهر نشینی،فرهنگ رانندگی و...
خلاصه آنکه:
1(فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر میآموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی میشود و تحت نفوذ آن است . برای روشن شدن مطلب یکی از اعمال انسان را مثال می زنیم : غذا خوردن نیازی بدنی و بیولوژیک است , برای زنده ماندن باید تغذیه کرد ولی وقتی سئوال میشود چه باید خورد ؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد , نفوذ فرهنگ در اعمال انسانی نمودار میگردد)
ترانه:
2(ترانه :رسانه ای شاعرانه که به مدد سادگی و صمیمیتش و البته حس و عاطفه سرشارش ارتباط عمیق با مخاطب عام و خاص برقرار می کند
ترانه، صميمي و معصوم و خودماني ست
مصداق كامل سهل و ممتنع است. )2
3(اساسا تاريخ فرهنگ هرملتی را میتوان باتامل در فرهنگ شفاهی و ترانهها و سرودههايشان يافت و جستوجو کرد.به قول «صادق هدايت»:«...(ترانه)صدای درونی هرملتی است و در ضمن سرچشمه الهامات بشر ومادر ادبيات وهنرهای زيبا محسوب میشود.»
درايران نيايشهای زرتشت که در«گات»ها و سرودههای مينوی زرتشت ثبت شده؛به عنوان اولين بارقههای روحيهی ايرانی نمود پيدا میکند)3
و بالاخره در ترانه احساس و فرهنگ یک ملت نهفته است.
برخی عناصر قابل بررسی در ترانه:2( علاوه بر احساس (كه شرط لازم ودر بسياري اوقات حتي كافي ترانه است) نكاتي دیگر نیز قابل ره گیری اند :
مثلا اينكه در ترانه استفاده از طنز، حتي در ترانه هاي عاشقانه غمزده، به شدت جذاب و دوست داشتني ست و به همراهي شنونده منجر مي شود:
تا دلم شكوه رو آغاز مي كنه
ديگه اشكم واسه من ناز مي كنه ! ( قنبري )
والبته اين طنز ، معمولا براي قهقهه نيست كه زهرخندي مي طلبد و تكان سري !!
ديگر اينكه استفاده از اصطلاحات و تكيه كلامهاي روز مره و يا اشاره به مثلها و متلهاي عاميانه بر صميميت و زيبايي ترانه اضافه مي كند:
مي دونم چشماي تو يه روز به دادم مي رسه
كوه به كوه نمي رسه آدم به آدم مي رسه !( يغما گلرويي)
و آخر اينكه نوستالژي به خصوص نوستالژياي كودكانه به سبب نزديكي ساختاري بسيار خوب در ترانه مي نشيند:
بوي عيدي، بوي توپ، بوي كاغذ رنگي … ( قنبري))2
2- چه اتفاقی می افتد که در اواخر دهۀ 1340 ترانه در ایران به اوج خود می رسد؟
در این دوره ما شاهد تحولات گسترده ای در سطح جامعه هستیم.
1. جامعه به سمت گسترش شهر نشینی پیش می دهد.
2. طبقه ای به نام طبقۀ متوسط در جامعه ایجاد می شود که نیاز های خاص خود را دارد.
3. موسیقی از شکل سنتی خود به سمت موسیقی پاپ پیش می رود
4. ترانه سرایان به مسائل اجتماعی حساس تر می شوند و به بیان مسائل اجتماعی مردم می پردازند.
5. بین ترانه سرا، آهنگساز و خواننده ارتباط مستقیم وجود دارد .
6. ترانه سرایان با ترانه سرایی غربی آشنایی کامل دارند.
آقای ایرج جنتی عطایی در این باره می گوید : خیلی از تحولاتی که در ترانه در این دوره اتفاق می افتد مربوط به خارج از ترانه است .
3- ادبیات حیطه گسترده ای دارد چرا از این میان به بررسی تاثیر ترانه بر فرهنگ مردم می پردازیم؟
در اینجا خوب است دو موضوع را بررسی کنیم . اول خصوصیات جامعه دوم توانائی های بالقوه ترانه، وقتی در جامعه آمار مطالعه چند دقیقه است با فرض قوی بودن آثار ادبی مثل شعر و داستان باز هم نمی توان در انتظار تاثیر زیادی بود.
وقتی مردم از همراهی با ادبیات ناتوان می شوند، ادبیات دو راه در پیش می گیرد، اول آنکه تمام تلاش خود را برای افزایش سطح فرهنگ ادبی مردم انجام می دهد ولی چون با وجود مخاطبان چند دقیقه ای کاری از پیش نمی برد به راه دوم می رسد، یعنی بدون توجه به توقف مردم به راه خود ادامه می دهد، شاعران و نویسندگان به جهانی شدن می اندیشند. و به رقابت با همتایان خارجی خود می پردازند و آثار تخصصی و تخصصی تر می شود و مخاطبین خاص و خاص تر می گردند و دایرۀ آنان کوچک و کوچک تر می شود.
باز هم جامعه: حتماً تاثیر پذیری مردم از سریالهای تلویزیونی را دیده اید، اپیدمی که به سرعت بین تمام مردم گسترش می یابد. احتمالاً شما با مشاهدۀ این وضع عصبانی شده اید و این را نقطه ضعفی در مردم می دانید که نیاز به بررسی دارد. من هم با شما موافقم. اما شاید بد نباشد که از جنبه دیگری به قضیه نگاه کنیم مردم ما به این سطح از خدمات پاسخ خوبی می دهند، پس برای تاثیر بر فرهنگ مردم نیاز به اقدامات پیچیده ای نیست و می توان از همین کانال ارتباطی وارد شد.
اما خصوصیات بالقوه ترانه که احتمال تاثیر آن را بر فرهنگ جامعه بیشتر می کند:
اولین مساله محدودۀ وسیع مخاطبان در ترانه است و به واسطۀ همراهی آن با موسیقی و باز هم بر مجموعه مخاطبان آن افزوده می شود .
و دوم آنکه ترانه به واسطۀ زبان خاصی که دارد بهتر می تواند با مردم ارتباط برقرار کند و از آنجا که هدف آن ارتباط با مخاطب عام است در صورتی که از لحاظ زبانی و ساختاری از مردم زیاد فاصله بگیرد در تناقض با هدف اصلی خود قرار می گیرد، پس برای بهتر شدن نیاز دارد که سطح فرهنگی مردم را همزمان ارتقاء دهد و اینجا است که نقش حساس و ظریف ترانه متعهد مشخص می شودف ترانه هایی که سعی می کنند سلیقۀ مردم را بالا ببرند
4- چه اتفاقی می افتد برای کسانی که با هدف ارتقاء فرهنگ جامعه شروع می کنند ولی به کارهای سطحی می رسند؟ دیدیم که ترانه تحت تاثیر فرهنگ مردم است ، شاید گفته شود در شرایط فعلی مردم فرصت و انگیزۀ فکر کردن ندارند و بیشتر به دنبال آثاری هستند که به سرعت پاسخگوی نیازهای احساسی آنها باشد. هر چند این ترانه ها سطحی باشند. درست همان طور که سرعت جاری در اجتماع فرهنگ تغذیه مردم را تغییر داده و مردم به جای صرف وقت برای تهیه غذا به Fast Food روی آورده اند من هم با این قضیه موافقم اما مشکل من این است که آیا می توان هفت روز هفته آنهم روزی دوبار از غذای آماده استفاده کرد؟ حتی اگر به فکر عوارض سرطان زایی آن در دراز مدت نباشیم در کوتاه مدت هم معده نمی تواند در مقابل این مساله دوام بیاورد!
اما بر سر آنان که به فرهنگ فکر میکنند چه می آید؟ اینان معمولاً سه مرحله را طی می کنند:
1) هیچ کاری نمی شود کرد: فکر می کنم با گذاشتن نام ویروس فلج روی این جمله موافق باشید، جمله ای که مانند ویروس به سرعت از فردی به فرد دیگر سرایت می کند و در زمانی کوتاه باعث خانه نشین شدن افراد می شود.
آنتی تز: اگر شما هم مثل من فکر می کنید هیچ کاری نمی شود کرد به پشت بلیط های اتوبوس واحد نگاهی بیندازید آن زمان که من و شما فکر می کردیم برای ارتقاء سطح فرهنگ جامعه و برای افزایش خودآگاهی مردم نیاز به میلیاردها ریال سرمایه و حمایت سازمانهای دولتی و خصوصی بسیار است یک نفر فکر کرده حتی بلیطهای اتوبوس می توانند به عنوان رسانه عمل کنند.
2) خوب که چی: افرادی که به این مرحله می رسند، معمولاً مرحلۀ قبلی را به خوبی پشت سر گذاشته اند، آثار خوبی ارائه داده اند اما چون به پاسخ مورد انتظار نرسیده اند دچار ناامیدی شده اند و حسی شبیه با سر به دیوار خوردن!) این افراد به کشف قانون دو دو تا چهارتای : کار کمتر، نتیجۀ بهتر نایل می شوند.
آنتی تز: این افراد با بررسی دقیق تر در آثار خود و آثار کسانی که قبل از آنها متعهدانه عمل کرده اند به این نتیجه خواهند رسید که وجدان جامعه قابل خرید و فروش نیست و ماندگاری نهایی با آثار متعهد است.
3) جابه جایی ناخودآگاه هدف:
این افراد توانسته اند مراحل قبل را پشت سر بگذارند، متعهدانه و با هدف افزایش آگاهی مردم شروع کرده اند و آثار آنها باعث رضایتمندی بسیار مردم شده است .
اما این عکس العمل و احساس رضایت مردم آنقدر آنها را تحت تاثیر قرار داده که غالباً به طور ناخودآگاه باعث تغییر هدف آنها شده یعنی صرفاً تولید آثاری که باعث افزایش رضایتمندی مردم شود و از آنجا که آنچه از دل بر نیاید لزوماً بر دل نخواهد نشست با گذشت زمان دیگر به هدف کسب رضایتمندی مردم هم نخواهند رسید!
آنتی تز: در خود مساله نهفته است، مشخص کردن دقیق هدف و تلاش برای رسیدن به آن.
سوالات قابل بحث:
1) مطالعه چه نقشی می تواند در بالا بردن کیفیت آثار ترانه سرایان داشته باشد. و آیا لازم است یک ترانه سرا به مطالعاتی در زمینۀ روان شناسی. جامعه شناسی، مطالعات ادبیات داستانی و ... داشته باشد؟
2) جایگاه ترانه در مقولۀ هنر برای هنر چیست؟
منابع:
1) http://daneshnameh.roshd.ir/marara/mavara-index.php
2) http://www7sung.com/mag/2005/03/27/criticism-simak.bahramparvarsong eloseup.php
3) http://www.mundegar.info/1384/tir84/Basan-tarane.htm
4) http://www.yaprakpress.com/htm/pars/arhi
جلسهي صد و چهارم كانون ترانه در ساعت 16:25 روز 24/4/1386 با حضور11 نفر آغاز شد. در ابتداي جلسه كتاب "تصور كن" ، آخرين مجموعه ترانههاي "يغما گلرويي" كه به تازگي به اصفهان رسيده است، توسط مجري جلسه معرفي شد.
در ادامهي جلسه به پيشنهاد مسولين حوزهي هنري، در مورد برنامههاي آيندهي كانون ترانه و چگونگي تغييرات صحبت شد. در انتها مقرر شد كه برنامهي نقد ترانههاي آلبومهاي موجود در بازار كمرنگتر شده و بيشتر به مباحث خاص پرداخته شود لذا تمامي افراد موظف به ارائهي بحث يا مقاله در روزهاي مشخص شدند كه طبق جدول زير برنامهي زمانبندي ارائهي مقالات به استحضار ميرسد.
|
رديف |
تاريخ |
عنوان مقاله |
ارائه دهنده |
|
1 |
31/4/1386 |
بررسي تاثير فرهنگ جامعه بر ترانههاي روز و تاثير ترانه بر فرهنگ جامعه |
مريم ياوري |
|
2 |
7/5/1386 |
- |
- |
|
3 |
14/5/1386 |
بررسي ارزش در ترانههاي بازاري |
محمد بكراني |
|
4 |
21/5/1386 |
پست مدرن در ترانه |
پريا تفنگساز |
|
5 |
28/5/1386 |
بررسي جايگاه طنز در ترانه |
محمد بابايي فر |
|
6 |
4/6/1386 |
مدگرايي و فانتزيسم در ترانه |
هدي شاهپوري |
لازم به ذكر است جدول فوق هر هفته آپديت ميشود و مقالات جديد نيز در جدول زمانبندي فوق فرار ميگيرد. هم اكنون 4 مقالهي ديگر نيز مشخص شده مه با مشخص شدن تاريخ ارائه، در جدول زمانبندي قرار ميگيرد. ارائه دهندگان موظفند كه مقالههاي خود را يك هفته قبل از ارائه در اختيار مسئولين جلسه قرار دهند در دسترس تمامي افراد قرار گيرد.
همچنين در اين جلسه تصميم گرفته شد كه برنامهي "بررسي موسيقي غرب" با اجراي "علي باغبان" دوباره از سر گرفته شود. برنامهي اين بخش نيز در هفتههاي آينده به استحضار ميرسد.
در انتها جلسه با ترانه خواني : هدي شاهپوري، بنفشه رادهوش، محمدرضا بابايي فر، محمد بكراني و روزبه آزادي در ساعت 18:55 به پايان رسيد.
ترانه : ببخشيد
آلبوم : -
خواننده : مسعود بقايي
ترانه سرا : محمد نويري
آهنگساز : مسعود بقايي
تنظيم : مسعود بقايي
نه بي اعتماد نه بي اعتنا ، فقط خسته از اين همه دوري ام
دلم خونه از اين همه فاصله ، ببخشيد چن وقته اين جوري ام
ببخشيد اگه جاي دستاي تو، تو دستام بليط خط واحده
اگه اين روزا هر كي از راه مياد مي خواد عشقشو تو دلم جابده
ببخشيد،ببخشيد،ببخشيد، ببخشيد
اگه زندگي مون يه ربع ديره و تو چنگ چراغا نفس مي بريم
اگه وقتايي كه به ياد هميم تو دود و ترافيك فحش مي خوريم
اگه از رو تقويم توي اتاق،سر ماه فقط ياد آدم مياد
اگه هر چي هديه ت كنم اخرش غذاي ته هفته مون كم مياد
ببخشيد،ببخشيد،ببخشيد، ببخشيد
نه بي اعتماد نه بي اعتنا،فقط خسته از اين همه دوري ام
دلم خونه از اين همه فاصله، ببخشيد چن وقته اين جوري ام
ببخشيد اگه پابه پاتم هنوز، ولي بودنت مرده تو باورم
اگه از من بعد تو خسته م و اگه از من خسته عاشق ترم
ببخشيد،ببخشيد،ببخشيد، ببخشيد
//////////////////////////////////////////////////
ترانه : آشتي
آلبوم : برهنگي
خواننده : شهيار قنبري
ترانه سرا : شهيار قنبري
آهنگساز : شهيار قنبري
تنظيم : استيو مك كرام
به كسي برنخوره ، برنخوره
من يكي پنجرمو مي بندم
اين همه پنجره ي باز بسه
من به قاب آينه مي خندم
به كسي برنخوره ، برنخوره
من يكي پيش خودم مي مونم
در شب بي كسي و بي حرفي
براي دل خودم مي خونم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم
به كسي چه ، اين صدا ، اين حنجره مال منه
كي به جز من لحظه هاش و زير آواز مي زنه
كي به جز من مي تونه خاطره هاش و بشمره
جز خود من، كي به فكر موندن و سر رفتنه
به كسي برنخوره ، برنخوره
اگه تنهايي خوبي دارم
اگه از خلوت خود سرمستم
اگه چون پروانه بي آزارم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم
به كسي برنخوره ، برنخوره
اگه دستم پر عطر ياسه
اگه در پيله ي خود خوشبختم
كسي جز من ، من و نمي شناسه
به كسي برنخوره ، برنخوره
اگه من اهل خراب آبادم
شجره نامه ي من مال منه
به كسي چه ، من يكي آزادم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم
//////////////////////////////////////////////////
ترانه : هر لحظه
آلبوم : باور كن
خواننده : عليرضا شهاب
ترانه سرا : اهورا ايمان
هر لحظه با من باش ، در روح من جاري
تکرار شو در من ، در خواب و بيداري
گهواره مهتاب شب خواب مي بينه
که از چشاي تو انگور مي چينه
گهوار مهتاب شب خواب مي بينه
که از چشاي تو انگور مي چينه
هر لحظه با من باش ، در روح من جاري
تکرار شو در من ، در خواب و بيداري
درخواب و بيداري
هر ماجرا شيرين ، هر روز رويايي
بي تو همه کابوس ، کابوس تنهايي
هر لحظه با من باش در انزواي من
تا آخر قصه تو ماجراي من
تو ماجراي من
تکرار شو شايد ما سهم هم باشيم
شايد به جرم عشق ما متهم باشيم
باز در حضور تو آشفته خويشم
در سفره عشقت درويش درويشم
هر لحظه با من باش در روح من جاري
تکرار شو در من در خواب و بيداري
در باد مي لرزه گهواره مهتاب
در بزم خورشيدي اين سفره را درياب
انگور مهمان کن در بزم نان و عشق
هر لحظه با من باش با امتحان عشق
هر لحظه با من باش در روح من جاري
تکرار شو در من در خواب و بيداري
در خواب و بيداري
//////////////////////////////////////////////////
جلسات خانه ترانهي اصفهان از روز يكشنبه 10/4/1386 از سر گرفته ميشود. با به منتشر شدن آلبوم "فقط نگاه ميكنم" از حامي بخش اصلي اين جلسه به نقد و تحليل كلي اين آلبوم اختصاص دارد. همچنين ترانهي "فقط نگاه ميكنم" به صورت اختصاصا نقد خواهد شد.
ترانهي تازه به اجرا رسيدهي شهيار قنبري توسط مهرداد آسماني با عنوان كوچهي لخت قسمت ديگري از جلسهي صد و دوم را به خود اختصاص ميدهد.
با ما باشيد.
///////////////////////////////////////
ترانه : فقط نگاه ميكنم
آلبوم : فقط نگاه ميكنم
خواننده : حامي
ترانهسرا : بابك صحرايي
آهنگساز : حامي
تنظيم : رضا تاجبخش
وقتي ستاره مي شكفه تو دست سرخ پنجره
وقتي شب از حادثهي بارون و بوسه ميگذره
وقتي سكوت سايه ها آينه به آينه مي شكنه
وقتي كه خورشيد مي ره و دريا رو آتيش مي زنه
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
وقتي سحر پر مي شه از ناز نگاه نسترن
وقتي تو جشن گم شدن پرستوها پر مي كشن
انگار دوباره لحظه ها آبي و رويايي مي شن
دوباره تو دل دل شب قصه شروع مي شه و من
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به من ترانه اي بده از صبح پرواز و نياز
از اشك و شبنم و نسيم دنياي تازه اي بساز
به من دوباره پل بزن معجزه ي رنگين كمون
كه من بدون تو به شب به سايه ها به آسمون
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از خورشيد و ماه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم
به ياد تو شبو پر از خورشيد و ماه مي كنم
///////////////////////////////////////
ترانه : كوچهي لخت
آلبوم : -
خواننده : مهرداد آسماني
ترانهسرا : شهيار قنبري
آهنگساز : مهرداد آسماني
تنظيم : اندي جي
مثل يه دستمال کاغذي ، عشقو مچاله مي کنم
تکه هاشو جا ميذارم ، فکرامو ناله مي کنم
اين آخر يک سَفَره ، پس دادن خاطره ها
ته ِ عشق اجارهاي ، آه بلند بي صدا
کليد خونه رو ميدم ، به دست باد لعنتي
کوچه ي لختو ميسپارم ، به بچه هاي پاپتي