
جلسهي 108
تاريخ : 29/5/1386
ساعت شروع جلسه: 16:30
حاضرين :
بهاره رادهوش
بنفشه رادهوش
مريم قوي
هدي شاهپوري
بيتا طباطبايي
مكاريان
مينو ابراهيميان
مهدي لاري
مجيد نكويي
محمد بابايي فر
روزبه آزادي
جلسهي صد و هشتم با بحث در مورد "چگونگي مذهب در ترانه" آغاز شد. بسياري از اعضاي جلسه، مانند محمد بابايي فر و هدي شاهپوري معتقد بودند كه در خلق يك اثر مذهبي به دليل وجود حرمتها در اكثر زمينهها مانند: نوع زبان، شيوهي بيان، انتخاب واژگان، نوع روايت،انتخاب موضوع و ... دست و پاي شاعر بسته است كه اين ديدگاه مخالفاني نيز داشت.روزبه آزادي اعتقاد داشت كه اين دست و پا بستگي را ما خود براي خود به وجود آوردهايم و ميتوان با حفظ حرمتها در اين زمينه از سوژههاي جديد و زبان نو استفاده كرد.
در ادامه بحث پيرامون اينكه مذهب تا چه اندازه ميتواند در هنر نفوذ كند و آيا در صورت نفوذ بيش از اندازه از ارزش هنري كار كم ميكند ؟
روزبه آزادي معتقد بود كه در صورتي كه اثر هنري با دريافت جهانبيني از مذهب و گذر آن از نگاه شاعر به جهان يك اثر آفريده شود، ميتوان نام آن را يك اثر هنري ناميد تا زمانيكه به يك اثر ايدوئولوژيك تبديل نشده باشد كه اين نظر نيز مخالفاني چون مينو ابراهيميان و هدي شاهپوري داشت. اين دو معتقد بودند كه با داشتن يك جهان بيني مذهبي مطمئنا ايدئولوژي وارد آن خواهد شد و اين به اثر لطمه اي نخواهد زد.
در همين زمينه ترانهي "كاسهي چهل كليد" تحليل شد. پس از ارائهي توضيحاتي دربارهي كاسهي چهل كليد، در مورد روايت اين اثر و استفادهي زياد واژگان عربي براي مذهبيتر كردن كار و همچنين نوع اجراي اين اثر بحث شد.
در ادامه ترانهي "گل يا پوچ" از روزبه بماني نقد شد.
اكثر افراد بر اين اعتقاد بودند كه فضاي تقريبا مذهبيي كه در چند بيت اول كه به واسطهي واژگان انتخابي براي بيان تصاوير به وجود آمده بود، با فضايي كه در چند بيت پاياني در كه مرتبط با بازي گل يا پوچ بود همخواني ندارند. همچنين به اتفاق بر گنگ بود بيت پنجم (من از بس دست پر ديدم...) صحه گذاشتند. هيچكدام از اعضا مفهوم قابل قبولي را از اين بيت استنباط نكردند. همچنين دليل استفاده از واژهي "كوچه" به جز ارضاي قافيه بر كسي روشن نشد.
عدم وجود ارتباز افقي در پارت دوم ترانه و عدم وجود المانهاي يك ترجيع بند براي ترجيع بند اين اثر و همچنين عدم وجود ارتباط معنايي يا همخواني فضا ميان ترجيع بند و پارت دوم از اشكالاتي بود كه از سوي برخي از اعضا بدانها اشاره شد.
در پايان پس از پخش "جادههاي مه گرفته" از " ماني رهنما" و "ديگه ديره" از "تورج شعبانخاني" و يكي در ميون" از "رضا يزداني" و ترانه خواني : مهدي لاري، بنفشه رادهوش، مينو ابراهيميان و محمد بابايي فر جلسه در ساعت 19:15 به پايان رسيد.
به دليل آماده نبودن مقالهي مشخص شده براي جلسهي صد و هشتم، در اين جلسه به سراغ ترانههاي "گل يا پوچ" و "كاسهي چهل كليد" رفتيم كه اطلاعات بيشتر را دربارهي اين ترانهها در زير به استحضار ميرسد.
همچنين در اين جلسه با توجه به ترانهي "كاسهي چهل كليد" مبحث "چگونگي مذهب در ترانهي امروز" به عنوان يكي از مبحثهاي اصلي جلسات پيشنهاد ميشود تا در صورت داشتن پتانسيل در كنار "ترانهي متفاوت" و "ترانهي تيتراژ" مورد بحث قرار گيرد.
///////////////////////////////////////
ترانه: كاسهي چهل كليد
آلبوم : خداحافظ
خواننده: اميد عراقي، نادر بختياري
ترانهسرا: منصوره متصدي
ملودي: نادر بختياري
تنظيم: اميد عراقي
بی بی یه ظرف کهنه داشت، یه کاسه ی چهل کلید
عکس شما رو وقتی که آب توی اون بودش می دید
بی بی یه مُهر خاکی داشت، از جنس خاک کربلا
وقتی که سر رو اون می ذاشت، می رفت توقصه ی شما
بی بی تو کربلا نبود، بی بی شماها رو ندید
بی بی فقط یه کاسه داشت، یه کاسه ی چهل کلید
ظهر غریب تاسوعا مَشکی تو دستای شما
فرات آوردین برامون، اما کو دستای شما ؟
بی بی می گفت تو کربلا، نزدیک بین الحرمین
عقب تر از مرقدتون، پیش آقا امام حسین
شبیه غربت بقیع، روتخته سنگی رو زمین
یه جا زده ید الیسار، یه جا زده ید الیمین
بی بی تو کربلا نبود، بی بی شماها رو ندید
بی بی فقط یه کاسه داشت، یه کاسه ی چهل کلید
ظهر غریب عاشورا، آتیش گرفته خیمه ها
سری که زنده بود هنوز، کنار پیکر شما
بی بی تو کربلا نبود، بی بی شما ها رو ندید
بی بی فقط یه کاسه داشت، یه کاسه ی چهل کلید
///////////////////////////////////////
ترانه: گل يا پوچ
آلبوم : -
خواننده: مهراج محمدي
ترانهسرا: روزبه بماني
بيا و شمع روشن كن...
مسير كعبه پيدا شه!
تمام عمر كج رفتم...
اگه اين راه حج باشه!
داره دور تو ميچرخه...
تمام عمر تقديرم!
يه راه راست پيدا كن...
دارم سرگيجه ميرم!
نگا كن تو چشاي من...
تمام قصهمون پيداس!
كسي كه گل تو دستاشه...
ببين هر لحظه بين ماس!
ته اين راه ميتونه...
يه اقيانوس پيدا شه!
اگه فانوس برداري...
اگه قصه همين باشه!
من از بس دست پُر ديدم...
كه ميلرزيده تو كوچه...
دارم شك ميكنم كم كم...
كدوم دست خودم پوچه؟
يه وختايي ته قصه...
يه آدم زيرورو ميشه!
نگاه كن آخر بازي...
چه دستايي كه رو ميشه!
يه چيزايي تو اين قصه...
يه دنيايي پس و پيشه!
بيا دستامو خالي كن...
اگه بازي تموم ميشه!
ته اين راه ميتونه...
يه اقيانوس پيدا شه!
اگه فانوس برداري...
اگه قصه همين باشه!
///////////////////////////////////////
جلسهي 107
تاريخ :21/5/1386
ساعت شروع جلسه : 16:30
افراد حاضر :
محمد بكراني
بهاره رادهوش
بنفشه رادهوش
مجيد نكويي
بيتا طباطبايي
هدي شاهپوري
محمد نويري
مينو ابراهيميان
روزبه آزادي
جلسهي صد و هفتم با اجراي محمد بكراني و روزبه آزادي برگزار شد. اعضا در اين جلسه با كمك مقالهي محمد بكراني به بررسي ارزش در ترانههاي بازاري پرداختند. در ابتدا بحث بر سر اين بود كه آيا هنر عامهپسند وجود دارد، و اصلا ميتوان نام اثري كه عامهپسند باشد را هنر گذاشت ؟ كه نظرات مختلفي در اين زمينه بيان شد و نقلقولهايي از نيما و شامو نيز نقل شد كه البته به زعم عدهاي هيچ بحث مخاطب در ترانه با شعر متفاوت است و نميتوان نقل قولهاي شاعراني چون شاملو و نيما را در اين مبحث به كار برد.
در اين جلسه دو برداشت از ترانههاي بازاري وجود داشت. مينو ابراهيميان در كل ترانههايي كه مورد پسند عوام قرار ميگيرند و به قول معروف "ميگيرند" را ترانهي بازاري ميدانست اما روزبه آزادي ترانهي بازاري را يكي از زيرمجموعههاي ترانهي عامهپسند ميدانست و هر ترانهي عامهپسندي را بازاري نميخواند كه در اين زمينه ترانهي "چكاوك" مثال زده شد. به زعم او ترانهي بازاري ترانهايست كه بازار را نسبت به ديگر عوامل تاثيرگذار بر يك ترانه در اولويت قرار ميدهد. هركدام از اعضا نيز براي واژهي "بازار" تعريف متفاوتي داشتند.
محمد نويري انتقادات بسياري را در ارتباط با مقالهي محمد بكراني بيان كرد. وي تعاريفي را كه براي ترانه در اين مقاله ارائه شده بود را تعريف نميدانست.همچنين روزبه آزادي نسبت به "ويژگيهاي ترانههاي بازاري" در اين مقاله معترض بود و آنها را مختص ترانههاي بازاري نميدانست.
در قسمت بعدي اختلافاتي در مورد چگونگي ارزش در ترانه هاي بازاري وجود داشت.عدهاي همهي آنها را براي فرهنگ مضر دانسته و اعتقاد داشتند كه نبايد اينچنين ترانههايي توليد شوند. عدهاي نيز فرهنگ جامعه را غنيتر از اين ميدانستند كه با اين ترانهها تنزل پيدا كند و اعتقاد داشتند اگر سليقهي هنري جامعه در حال حاضر پايين است بايد دليلش را در جاي ديگر جستجو كرد. برخي از افراد دستهي دوم با اينكه اين ترانهها را براي فرهنگ جامعه مضر نميدانستند، اما ضرر آن را براي كارورزان اين عرصه و تهيهكنندگان جبران ناپزير توصيف كردند.
در پايان جلسه با ترانهخواني محمد بكراني، هدي شاهپوري، بنفشه رادهوش، مينو ابراهيميان و روزبه آزادي به پايان رسيد.
برنامهي جلسهي صد و هفتم خانهترانهي اصفهان بحث پيرامون "بررسي ارزش در ترانههاي بازاري" است. جلسه با مقالهاي از آقاي محمد بكراني كه در همين باب نوشته شده است، وارد بحث خواهد شد.
لازم به ذكر است كه مقالهها صرفا جهت اطلاع اعضا و ديگر دوستداران ترانه از برنامهي جلسهي آيندهي خانه ترانه اصفهان در اين وبلاگ قرارداده ميشود و به معني تاييد اين مقاله از نظر محتوا، اصول مقاله نويسي ،رسمالخط و ... از سوي خانه ترانه اصفهان نيست.
///////////////////////////////////////////////////////////////
بررسي ارزش در ترانه ی بازاری
((ای کاش همهی ما شبیه ترانه هایمان بودیم))
بشنو و ُ باورش نکن حرفا دروغکی شده!
حنجره ها فروشی ان! ترانه پولکی شده!
باید یه دلقک بشی تا، سکه شه بازار ِ صدات!
حرف ِ حساب ُ راه نده، به خونه ی ترانه هات!
نگو چرا آوازه خون یه حرف ِ قیمتی نگفت!
ترانه یعنی وِر زدن! ترانه یعنی حرف ِ مُفت!
ترانه های فلّه یی! متری هزار تومن می شه!
دلقک ِ توی اینه داره شبیه ِ من می شه!
آخ که چه بی پرده بودن، ترانه ها اول ِ کار!
وقتی که ما دل می دادیم، به قصه های گریه دار!
وقتی فروشی نبودن، حنجره و ُ صدای ساز!
ترانه ساز کم می نوشت، نه این جوری روده دراز!
یه روز ترانه ساده بود، دُرُست مث ِ یه گفتُ گو!
اما شُدِش تجارت ِ واژه و ُ حسُ آرزو!
ترانه های فلّه یی! متری هزار تومن می شه!
دلقک ِ توی اینه داره شبیه ِ من می شه!●
ترانه چیست ؟
ترانه روح هر ملت است تاریخ هر ملتی رامی توان با تامل در فرهنگ شفاهی و ترانه هایش جستجو کرد.
به قول صادق هدایت : ترانه صدای درونی هر ملتی است و در ضمن سرچشمه ی الهاماهت بشر و مادر ادبیات و هنر های زیبا محسوب می شود.
ترانه : ظاهری ساده و کودکانه اما باطنی دیر یاب ونفس گیر
ترانه :شعر مطلق است فارغ از آرایه های زبانی آنچنانی و قلنبه گویی های فلسفی
ترانه:ترانه یک روش است برای تخلیه ی عواطف و احساسات
ترانه ی خوب باید پیام داشته باشد ، تصاویر و تر کیبهای زیبا داشته باشد، تخیل شما را بر انگیزد و شما را به تفکر وا دارد ، باید مسائل روز را بیان کند و این مستلزم استمرار در کار و مطالعه است.
ترانه سرا کیست ؟
این را باید در نظر داشته باشیم که هیچ کس به طور اتفاقی به جایگاهی نمی رسد . ترانه سرا باید کلام قوی داشته باشد و اگر معنای حرفه ای بودن را نداند نمی تواند موفق باشد.
1
ترانه سرا زمانی می تواند بگویید حرفه ای است و وارد فضای حرفه ای شده است که دیگران به هر دلیلی بابت ترانه هایش پول بدهند در غیر این صورت هنوز آماتور است به قول دکتر افشین یدالهی : وقتی سالها ترانه هایت را بی اجازه زمزمه کردند اجازه داری خود را ترانه سرا بنامی.
از همان ابتدا ذوق ایرانی اساسا ً هر چیز را آهنگین می گفت مثل:
جمجمک برگ خزون
مادرم ذ ینب خاتون
گیس داره قده کمون
از کمون بلند ترک
از شبق مشکی ترک
ننه جون شونه می خواد
شونه ی فیروزه می خواد
حموم سی روزه می خواد
ها جستم و وا جستم
تو حوض نقره جستم
نقره نمکدونم شد
خانومی به قربونم شد
در تاریخ ترانه ی ایران افرادی مثل (علی اکبر شیدا ) با ترانه های (چشم بی سرمه)، (شب مهتاب) پیش از عارف چهره ی برجسته ی تصنیف ساز بود و بعد ها افرادی مثل علی اکبر شهنا زی- درویش خان- ملک و شعرای بهار – مرتضی نی داوود و سالک اصفهانی زحمت زیادی برای ترانه ی ایران کشیدند.
اما ترانه را به شکل و معنای امروزی می توان هم سن و سال موسیقی به اصطلاح پاپ ایران دانست .
حمید قنبری ( پدر شهیار قنبری) و استاد زولاند (پدر فرید زولاند) از پایه گذاران موسیقی پاپ در ایران بودند.
2
با ظهور ترانه سرایانی چون شهیار قنبری – ایرج جنتی و اردلان سرفراز موج نوی ترانه آغاز شد و منجر به خلق شاهکارهایی مثل پل، شقایق ، بوی خوب گندم و...........در دهه ی پنجاه شد.
ترانه بعد از انقلاب اسلامی
مدتها بود که ترانه به دست فراموشی سپرده شده بود که این امر دو عامل عمده داشت :
1 : مورد غضب واقع شدن موسقی پاپ در کشور
2 : ذهنیت بدی که شاعران بعد از انقلاب در مورد ترانه و ترانه سرای داشتند
در آن سالها تنها موسیقی سنتی اجازه انتشار در تریبونهای رسمی را داشت آن هم با زبان شعری که خالی از خیال انگیزیه شاعرانه بود.
در سال76با شکستن قفل موسقی پا پ نیاز جامعه به ادبیاتی که بتواند این نیاز رو به افزایش را پاسخ دهد احساس شد.
شرح این دوران از زبان یغما گلرویی :
کم کم قرق گیتار ها شکست ! اونم چه شکستنی ! ترانه های به درد بخور چند سال اول به تعداد انگشتهای دست نبود ! آهنگسازها آهنگسا زی رو با مونتاژ کاری اشتباه گرفته بودند ! همه جور صدای پیدا می شد ! صدا های تو دماغی !صدا های بدلی !صدا های شنید نی ! تمام حنجره ها خوب بودند اما اکثر خواننده ها از یک عضو دوگانه بی بهره بودند ! ترانه ها عربده ی سکوت بود !ترانه های نادان ! ترانه های نالان ! ترانه های تار !
کم کم ترانه سرایان جوان یکی یکی از راه رسیدند : یغما گلرویی- افشین یدالهی- سعید امیر اصلانی- شهکار بینش پژوه – نیلوفر لاری پور – بابک روزبه و البته نمی توان از بزرگترین ترانه فروش تاریخ ایران ،سردمدار ترانه های بازاری وشیش و هشت آقای (( ر، ش )) چشم پوشی کرد.
اشتباهی که در کشور ما در مورد ترانه شکل گرفته این است که به خیا ل خیلی ها هر شعری که شکسته شد ترانه است این تفکر برای افرادی که هنوز سرودن را نیاموخته اند یا افرادی که در شعر رسمی شکست خورده اند ترانه مجا ل دوباره ای را ایجاد کرد.
ترانه ی بازاری
هنر بازاری ذوق و سلیقه و بینش زیبای شنا سانه را در انسان می کشد و از بین می برد و موجودی مبتذ ل و بی توجه به نیاز های جهان بوجود می آورد ولی هنر پیشر و با لنده انسان را به سوی تعا لی و عزت می برد. (علی اشرف درویشان)
اوضاع ترانه رو به راه نیست دیگر کسی حرف کسی را نمی فهمد انگار هیچ ترانه ی برای ما ندگار شدن ساخته نشده است ترانه ها پاپ کورونی شده اند خیلی زود تاریخ مصرفشان تمام می شود و یک قسمت از این قضیه بر می گردد به آهنگ وقتی یک آهنگ غربی یا عربی کاور می شود مسلما ً چون برای ادبیات دیگری ساخته شده است در بستر دیگری نمی گنجد .
خیلی وقتها هم ترنه ها با آهنگسازان داخلی در سبکهای تراس و هاوس در ریتم نمی گنجد و ترانه سرا مجبور به تغییر کلمه یا عوض کردن آن می شود که این باعث می شود ترانه ها سخت تر به خاطر سپرده شوند دلیل دیگر ماندگار نشدن ترانه این است که اساسا ً کار خوب کمتر شنیده می شود و بیشتر تقلید صورت می گیرد و به همین دلیل تصاویر و تشبیهات همان تصاویر و تشبیهات قبل است و سوژه ها بسیار محدود و معدودند.
4
سوال:آیا می توان گفت به خاطر نیاز ترانه به آهنگ و ساخته
شدن، ترانه ی بدون آهنگ اثر هنری فعالی نیست ؟
قیمتهای ترانه در ایران از رایگان شروع می شود تا پانصد هزار تومان البته به قول خودشان قصد اصلی کار خوب است.
امروزه در کشور ما ترانه سرایانی که حرفی برای گفتن داشته باشند زیاد است و پتا نسیل زیا دی در ترانه سرایی ما است ولی متا سفانه مجال آنچنانی برای بروز پیدا نمی کنند .
مجال را می توان اینگونه بیان کرد که تهیه کننده گان و کارگردانان فقط یک سری افراد را می شناسند و سراغ آنها می روند.
یکی از مشکلات ترانه امروز این است که هر نیمچه شاعری خود را ترانه سرا حساب کرده وحتی با توجه به روابط فرصت ارائه آثارش را هم پیدا کرده که این آثار فقط حاوی درونیات خود فرد وخالی از تفکر بوده همچنین حضور ترانه سرایان متوسط و دسترسی نداشتن ترانه سرایان شهرستان به امکانات تهران باعث روی کار آمدن ترانه سرایان متوسط تهران با آثار نه چندان قوی شده است.
سوال:آیا به نظرتان امرار معاش از راه ترانه ، ترانه سرایی را به
ابتذال خواهد کشید ؟
ویژگی های ترانه ی بازاری
1: هم کلام ترانه ی بازار ساده است و هم آهنگ ها
2:ملودی این ترانه ها بر اساس لحن و ضرباهنگ فروشنده گان است
3:زبان تمامی این ترانه ها زبان فارسی به گویش تهرانی است
4:حجم بالایی از این ترانه ها را ترانه ی عاشقانه تشکیل می دهد
5:فروشنده و بعد ها ترانه سرا ، اطلاعاتی راجع به کالای عرضه شده عرضه می کند
5
متاسفانه ترانه به تجارت تبدیل شده . در قدیم وقتی می خواست یک ترانه شکل بگیرد عوامل کار ،آهنگساز ، خواننده و ترانه سرا مدتها با هم سر می کردند ولی الان بیشتر به بخش تجاری کار توجه می شود. فرد می خواهد با حد ئقل هزینه آلبومی تهیه کند که نتیجه آن استفاده از آهنگساز و ترانه سرای غیر حرفه ای است و خیلی از اوقات پیش می آید که عوامل کار همدیگر را ندیده اند و همچنین هر قدر دستمزد ها با لا می رود کارها یه سطحی و بازاریه بیشتری تولید می شود چون فرد می خواهد زود تر به پول برسد.
مشکل دیگر اینکه آهنگسازان ما ترانه فاخر را نمی شناسند و حتی کار های اجتماعی را هم به دلیل اینکه فکر می کنند سیاسی است انجام نمی دهند پس نباید انتظار جایگاه مناسبی برای ترانه ی بازاری داشته باشیم و تاثیر همین موسیقی باعث می شود تا جوانانی که شوق و ذوق ترانه سرایی را دارند تحت تاثیر همین جو ترانه بنویسند.
اما با توجه به گفته های بالا بازهم حس در جایگاه بالا تری از تکنیک قرار می گیرد هما نطور که در بعضی موسیقی ها ی زیر زمینی می بینیم با جود اشکالات تکنیکی باز کار شنونده ی زیادی پیدا می کند.
سوال: چقدر با تاثیر حس در ماندگاری ترانه موافقید ؟
دوران طلایی ترانه سرایی در کشورمان دورانی بود که خواننده ی درجه یک داشتیم ، آهنگساز درجه یک داشتیم ، تنظیم کننده و نوازنده ی درجه یک داشتیم ولی الان چی ، نه فرهاد داریم نه واوژان پس نباید انتظار شنیدن ترانه های بزرگی را داشته باشیم.
به امید تکرار این دوران
گرد آورنده : محمد بکرانی
روز یک شنبه مورخ یک شنبه 14/5/1386 جلسه ی خانه ترانه ی اصفهان برگزار نمی شود. برنامه ی این هفته به هفته ی بعد۲۱/۵/۸۶ موکول می شود.
جلسهي صد و ششم خانه ترانه اصفهان با ارائه مقالهاي در مورد سير ترانهسرايي شهيار قنبري از محمد نويري برگزار خواهد شد. برنامهي زمانبندي ارائهي مقالات به صورت زير است.
|
رديف |
تاريخ |
عنوان مقاله |
ارائه دهنده |
|
1 |
31/4/1386 |
بررسي تاثير فرهنگ جامعه بر ترانههاي روز و تاثير ترانه بر فرهنگ جامعه |
مريم ياوري |
|
2 |
7/5/1386 |
مروري بر سير ترانهسرايي شهيار قنبري |
محمد نويري |
|
3 |
14/5/1386 |
بررسي ارزش در ترانههاي بازاري |
محمد بكراني |
|
4 |
21/5/1386 |
پست مدرن در ترانه |
پريا تفنگساز |
|
5 |
28/5/1386 |
بررسي جايگاه طنز در ترانه |
محمد بابايي فر |
|
6 |
4/6/1386 |
مدگرايي و فانتزيسم در ترانه |
هدي شاهپوري |
مروري بر سير ترانهسرايي شهيار قنبري
نويسنده : محمد نويري
صاحب قصه ی میلاد و هنوز و آخر
« قصه ی دو ماهی میلاد من است میلاد ترانه ی نوین».
خودش را صاحب قصه ی میلاد و هنوز و آخر می داند و پدر ترانه ی نوین! یک پدر 20 ساله! بی آنکه اعترافی به دو کبوترِ زنده یاد وکیلی کند[1] و یا اسمی از پیشتری ها ببرد، نوذر پرنگ[2]، ناصر رستگار نژاد، جنتی عطایی و ... .و کماکان بر این باور است که هیچ یاری مثل شهیار تو نیست! من که قبول ندارم، شما هم خود دانید! با این اعجوبه ی دوست داشتنی[هنوز هم؟] چه طور تا کنید!
بابایی با نام «لوسین گلدمن» می گوید برای شناخت نویسنده ای [و در اینجا ترانه سرایی] بیوگرافی [فقط ] او کافی نیست بلکه برای شناخت دقیق ادبی او باید بیوگرافی تمام نویسندگان آن عصر داده شود، من هم معتقدم که بررسی شهیار قنبری بدون در نظر گرفتن جریانی که شهیار بدان متعلق است بررسی ناقصی ست. دقیقا کاری که خودش در کتاب ها و مصاحبه هایش می کند سانسور جریانی که شهیار همپای آن پا گرفته[3]، اما گذشته از ادعا های او، در بررسی اش ترجیح می دهم که هر دو بعد هنری و اجتماعی اش را تواما بررسی کنیم، ترانه سرایی [به قول خودش] ناب و شخصیتی درهم و برهم! هر چند ممکن است عزیزی بگوید که: «به من چه که مثلا حافظ بچه شو کتک می زده یا نه؟» والبته به من هم ربطی ندارد که شهیار بچه اش را کتک می زند یا نه! و علاوه بر پرداختن به خودش و برنامه اش به خوانندگانی که با او همکاری کرده اند و لاجرم جزیی از جریان ترانه ی امروز هستند هم اشاره خواهم کرد. سعی بر آن است که در این بررسی از آثارِ ابتدایی قنبری [که چندان در حد نام شاعر نیستند] تا حد امکان استفاده نشود. شهیار قنبریِ ما شهیار قنبریِ بعد از مرد تنهاست، شهیار قنبریِ بعد از جمعه و هفته ی خاکستریست!
بگو کی بود رنگ صداتو دزد/ کی بود کی بود ترانه هاتو دزدید؟/ کی بود که از سایه ی تو می ترسید/ از کوچه ها صدای پاتو دزدید؟
سابقه ی اجرای برنامه های رادیویی و تلویزیونی را از پیش از انقلاب دارد، زنگوله ها، موسیقی فیلم، موسیقی روز جهان از جمله فعالیت های پیش از انقلاب شهیارند! در لس آنجلس هم مدتها برنامه ای رادیویی تحت عنوان قدغن ها داشت و حال در دوستت دارم ها خیلی دوستانه! دیگران را دوست دارد! 4 یا 5 سال پیش بود که به گلرویی تاخت که این جوان دزد است، بی شرف است واژه های من را دزیده است و[4] ... بله! در همین دوستت دارم ها! این در حالی ست که در آثار خودش کم از این دست تشابه دیده نمی شود!
توکه رفتی باغچه افسرد/آینه دق کرد، بوسه پژمرد/شاپرک مر