
ترانه: اتفاق
آلبوم: برگرد
خواننده: مرتضي ساعدي
ترانهسرا: افشين مقدم
اهنگساز: مرتضي ساعدي
تنظيم: مرتضي ساعدي
هرکی فال منو دیده تنها اسم تو رو گفته
به دلم افتاده امروز عشقت اتفاق می افته
به دلم افتاده امروز که تو رو یه جا می بینم
شایدم بیام کنارت شونه به شونهت بشینم
تو شاید همونی باشی که یه لحظه پیش صدام کرد
شایدم همینی هستی که همین حالا سلام کرد
به دلم افتاده هر آن در روی پاشنه می گرده
یه نفر میاد تو خونه که منو دیوونه کرده
قاصدک گاهی تو ایوون گاهی هم تو باغ می افته
این جا و اون جا نداره عشقت اتفاق می افته
بی تو خلوت دل من با کسی شلوغ نمی شه
عشقت اتفاق می اقته دیر بشه دروغ نمی شه
هرکی فال منو دیده تنها اسم تو رو گفته
به دلم افتاده امروز عشقت اتفاق می افته
به دلم افتاده امروز که تو رو یه جا می بینم
شایدم بیام کنارت شونه به شونهت بشینم
///////////////////////////////////
ترانه: برگرد
آلبوم: برگرد
خواننده: مرتضي ساعدي
ترانهسرا: افشين مقدم
اهنگساز: مرتضي ساعدي
تنظيم: مرتضي ساعدي
هر جای جاده که هستی راهی که رفتی رو برگرد
فاصله شمردنی نیست اشک چشماتو حروم کرد
راهی که رفتی رو برگرد جاده انتها نداره
حاصل دویدن باد روی خاک گرد و غباره
راهی که رفتی رو برگرد این سراب رسیدنی نیست
تشنگی بالا بگیره بار دوش کشیدنی نیست
راهی که رفتی رو برگرد جاده انتها نداره
حاصل دویدن باد روی خاک گرد و غباره
تو رو بی غرور نمی خوام توی مستی تکیه گاهی
هرچه بیشتر قله باشی خیز من به سمت ماهی
هر جای جاده که هستی راهی که رفتی رو برگرد
فاصله شمردنی نیست اشک چشماتو حروم کرد
راهی که رفتی رو برگرد جاده انتها نداره
حاصل دویدن باد روی خاک گرد و غباره
راهی که رفتی رو برگرد این سراب رسیدنی نیست
تشنگی بالا بگیره بار دوش کشیدنی نیست
راهی که رفتی رو برگرد جاده انتها نداره
حاصل دویدن باد روی خاک گرد و غباره
داری هی دور می شی از عشق نمی خوام بن بست ببینی
وقت برگشتن به آینه اثر شکست ببینی
تو رو بی غرور نمی خوام توی مستی تکیه گاهی
هرچه بیشتر قله باشی خیز من به سمت ماهی
///////////////////////////////////
ترانه: مرده بر آب
آلبوم: برگرد
خواننده: مرتضي ساعدي
ترانهسرا: افشين مقدم
اهنگساز: مرتضي ساعدي
تنظيم: مرتضي ساعدي
تا آمدم روشن شوم خورشید را یک ابر خورد
فانوس من بی ابر شد ماه مرا هم باد برد
تا ریسمانی خواستم شکل طناب رخت شد
آن کس که آسان می گرفت در نزد من سر سخت شد
چتری به دست من بده رویای من بارانی است
کو نوح کشتی بان من امید من طوفانی است
این بادبان جای نجات ترسم کفن پوشم کند
ساحل نشین منتظر دیگر فراموشم کند
امروز اگر گندم شوم فردا به حاصل می رسم
چون ماهی مرده بر آب آخر به ساحل می رسم
چون ماهی مرده بر آب آخر به ساحل می رسم
آخر به ساحل می رسم...
مشکل منم یا سرنوشت در کار من تاخیر شد
در ساعت تقویم من هر اتفاقی دیر شد
تا آمدم روشن شوم خورشید را یک ابر خورد
فانوس من بی ابر شد ماه مرا هم باد برد
تا ریسمانی خواستم شکل طناب رخت شد
آن کس که آسان می گرفت در نزد من سر سخت شد
چتری به دست من بده رویای من بارانی است
کو نوح کشتی بان من امید من طوفانی است
این بادبان جای نجات ترسم کفن پوشم کند
ساحل نشین منتظر دیگر فراموشم کند
///////////////////////////////////
بنام خدا
گزارش جلسه ی 121
ساعت شروع:16:40
ساعت پایان:19:15
اعضای حاضر:21 نفر
در آغاز برنامه از دوستان برای موضوع جلسات بعدی نظر خواهی شد، سبک شناسی و بررسی کارهای کلاسیک از جمله موضوعاتی بود که در برنامه های جلسات بعد قرار داده شد0
در ابتدا ترانه ای از آقای احمدی نقد شد،از تغییرات وزنی و هجایی این ترانه صحبت شد که به نظر بعضی اعضا این تغییرات ترانه را دچار ناهماهنگی کرده،مباحث زیبایی شناختی واژه ها ی این ترانه پیش آمد، بنا بر نمونه های موجود در این ترانه یکی از اعضا مخالف این بود که نوشته ها از فضای روزمره ی زندگی فاصله داشته باشد ،با استفاده ی لغاتی که خارج از دایره ی واژگانی ترانه باشد مخالفت شد،از تغییر جایگاه ارکان جمله که نمی توان برای آن حد و مرزی مشخص کرد نیز صحبت شد، چراکه در مواقعی بعنوان عیب به چشم نمی آید اما گاهی وجود اینگونه تغییرات به کار ضربه میزند0
در ادامه ترانه ی خانم شاهپوری بررسی شد،راجع به کلیت ترجیع بند اظهار نظر شد وبه نظر بعضی ها دو بیتی که در آخر کار تکرار شده بود ترجیع بند محسوب شد و بعضی مخالف بودند،از مناسب نبودن فضای مبهم و مه آلود و پشت پرده گویی ها در این ترانه صحبت شد ،وجود پیچیدگی در ترانه موافقان و مخالفانی را در پی داشت و هیچ یک دلیل توجیه کننده ای برای نظر خود نداشتند، دوستان بازی زبانی موجود را نیازمند توجیه قابل قبولی میدانستند و اینکه در یک روایت درونی (مونولوگ) مخاطب نباید درگیر ابهامات شود،بعضی تصاویر زیبای موجود در ترانه وشروع خوب از محسنات این کار شمرده شد0
سپس ترانه ی آقای لاری نقد شد،ترکیبات تازه و بازی زبانی این ترانه تعدادی موافق و مخالف داشت ،از پیشرفت در وزن ترانه های آقای لاری صحبت شد ،عدم وجود ارتباط افقی ابیات و نبود مرجع مشخص برای بعضی ترکیبات به کلیت کار ضربه زده بود ،در هر بیتی تفکر مشخصی نهفته بود و با ابیات دیگر تناقض داشت0
در آخر، ترانه ی خانم تفنگساز بررسی شد ،در رابطه با آغاز روایت اصلی از بیت چهارم گفتگویی صورت گرفت که بعضی دوستان این را نشان بر ضعف میدانستند وبعضی دوستان به سختی مخالف این نظر بودند و این روال را زمینه ساز ضربه ی اصلی میدانستند .لفظ «بابا» در این ترانه صرفا" پدر راوی نیست و این از برخي قراین موجود در ابیات قابل تشخیص بود اما برخي از المانهاي ديگر اين مخاطب را از اين برداشت دور ميكرد. حذف افعال به قرینه ی معنوي در این ترانه مخالفی نداشت و دوستان وجود حرف اضافه ی هر فعل را برای حذف آن فعل کافی میدانستند که در این باره هم گفتگویی صورت گرفت، از دیگر گفته ها این بود که کاربرد یک کلمه به کرات ، مخاطب را دچار مشکل نخواهد کرد تا زمانی که حساسیت در شنیدن آن کلمه به وجود نیامده باشد0
جلسه با ترانه خوانی این دوستان به پایان رسید: خانم ها شاهپوری و بنفشه رادهوش، آقایان موسوی،آقاجری،مجیری،بکرانی،نویری،روزبه آزادی0
همانطور كه در ابتداي ماه در برنامهي ماهانه مقرر شده بود. هفتهي دوم از آذر ماه را به نقد ترانهي اعضا اختصاص داديم. قرار بر اين بود كه در اين روز ترانههاي آقايان بهرام احمدي، مجتبي آقاجري و خانم هدي شاهپوري به نقد گذاشته شود، اما به دليل آنكه آقاي آقاجري ترانهي خود را تا موعد مقرر به دست ما نرساندند، برنامه دچار يك تغيير جزيي شد. بدين ترتيب يكشنبهي اين هفته در ساعت 16:00 مروري داريم بر ترانههاي زير:
///////////////////////////////////////
ترانه سرا: پريا تفنگساز
دستای پیوندی، جیبای تو خالی
گوشاتو می گیری، چشماتو می مالی
بازم همون وضعه، بازم همه هسن
لجبازیای تو، دلتنگیای من
این حس خوبی نیس از کوره در می رم
دستامو از جیبم ... آسوده تر می رم
پاهای دلگیر و پاهای دلخسته
آروم عزیز من آروم زبون بسته
دستامو گم کردی بابای سرگردون
من موندم و کوچه حیرون دستامون
دستاتو کم دارم، دستاتو می بخشی
خیلی بدم خیلی! اما تو می بخشی
دردای خواب آور بی میل بهبودی
تنها کجا رفتی ؟ بی من کجا بودی؟
دنبال یک انگشت تو بهت انگشتر
بچه ترم می شم بابای بی دختر
بابای روزای دلتنگی و بوسه
این اشک می ریزه این بغض می پوسه
///////////////////////////////////////
ترانهسرا: هدي شاهپوري
سکوتت حرف هر روزه
نگاهت قول مردونه
چی شد که طفل احساست
از این که هست پشیمونه؟
من از سیاره ی چشمت
فقط یه سرزمین خواستم!
پیش خورشید افکارت
همین!یه ذره بین خواستم
میدونستم سرانجام
تو این تاریکی رقصیدن
یه سرگردونی پوچه
بدون لذت دیدن
تو هف تا آسمون تو
ستاره بودنم، ننگه!
فقط ماهه که می چرخه!
فقط ماهه که از سنگه!
تو و چشمای بی حرفت
من وزخمی ترین«کاری»
مدارعقل و احساسم
مسیر امن تکراری
من از سیاره ی چشمت
فقط یه سرزمین خواستم!
پیش خورشید افکارت
همین! یه ذره بین خواستم
تو هف تا آسمون تو
ستاره بودنم ننگه!
فقط ماهه که می چرخه !
فقط ماهه که از سنگه
///////////////////////////////////////
ترانهسرا: بهرام احمدي
دقايقم با تو گذشتن با غم بي حاصلي
حالا كه رفتي از پيشم فكر دقايق مي كنم
چه روزاي قشنگي بود روزاي با تو بودنم
از تو گله نمي كنم ولي دارم دق مي كنم
با قايق دل اومدم از سمت درياچه عشق
آروم آروم منو كشوندي توي مرداب نگات
چشاي تو جادو نبود براي من شگون نداشت
هر شب يه كابوس مي ديدم كابوس توي خواب نگات
مث يه گنجشك هميشه شكار مژگونت بودم
گلوم توي دست تو بود در نمي اومد جيك من
گاهي مينداختي تو قفس تو قفس نيگات منو
دلت ميخواست اسير باشم هيشكي نشه نزديك من
///////////////////////////////////////
ترانه سرا: مهدي لاري
یاد شرجی نیگات
اوج گرم خورشیده
نسیم نوازشی
مثل تو رو کی دیده؟
تو از کدوم قبیله ای؟
معنی پاک هر نفس
دخت نور و اطلسی
تو رو میخوام همین و بس
یادت مرا همیشه
بدون تو نمیشه
ای منتهای خوبی
من ساقه و تو ریشه
حالا باید هميشهي عشق
گرمی دستاتو میخواد
دوباره لحظهي شوق این دل
با یاد تو میشه آباد
من و تو وسعت عشقیم
توی لحظه های عاشق
من و تو جنس یه رویا
توی طوفان دقایق
///////////////////////////////////////
به نام خدا
گزارش جلسه ی 120
تاریخ برگزاری:4/9/83
ساعت شروع:16:30
ساعت پایان:19:05
جلسه ی این هفته با حضور 19 نفر از اعضا کار خود را پیرامون نقد ترانه های دهه ی پنجاه آغاز کرد ،در این برنامه سه ترانه از ترانه های شهیار قنبری به نقد گذاشته شد0
ابتدا آقای لاری خبر هایی را از حاشیه های موسیقی ایران به گوش اعضا رساندند،آقای نویری هم تحلیل های خودشان را از آلبوم های جدید در بازار،در اختیار اعضا گذاشتند0
در ابتدا اندکی از چگونگی شکل گیری ترانه ی نوین وهمچنین پایه گذاران آن صحبت کردند،از عوامل پیشبرد این دوره ی ادبی (مثل شعر سپید)گفته شد،یکی از دوستان شهیار قنبری را ترانه سرایی با جرئت معرفی کرد که همیشه جلوتر از زمان خود مینوشته و اولین کسی بوده که تحولات ساختاری و فرمی را وارد متن کرد0بنظر یکی دیگراز دوستان این قدرت ترانه سرایی ناشی از شناختی موسیقایی در وجود قنبری ست ،علاوه بر این، شهیار تنها کسی بود که ترانه های نیمایی مینوشت0دوستی دیگر یکی از دلایل موفقیت ترانه ی نوین را از اثرات اعتمادی میدانست که هنرمندان آن زمان نسبت به هم داشتند0
در ادامه ترانه ی «جمعه» با صدای فرهاد و آهنگسازی اسفندیار منفرد زاده و ترانه ی شهیار قنبری شنیده شد،درباره ی خود کلمه ی جمعه و رابطه ی آن با بیت ها ی این ترانه بحث هایی مطرح شد0
رخوت آلود آن روزگار با حال و هوای روزهای جمعه مطابقت دارد، در عین حال ترانه سرا نمی خواهد از این ترانه به یک نتيجهي واحد برسد،بلکه هر کدام از المان های موجود باید نشانه های خود را داشته باشد0
یکی دیگر از خصوصیات بارزترانه های دهه ی پنجاه نمادین بودنشان است0قنبری در آثار خود بارها قافیه از دست میدهد و آشفتگی زبانی به وضوح در بعضی آثارش مشخص است ولی به جرئت میتوان گفت هیچ کدام از ترانه هایش شبیه به هم نبودند و در عین حال تجربه هایش فقط در یک زمینه نبوده بلکه همزمان تغییرات فرمی ،محتوایی و زبانی را در بر داشته است0
ترانه ی «نیاز»با صدای فریدون فروغی ،ترانه ی شهیار قنبری وآهنگسازی اسفندیارمنفرد زاده پخش شد،از فرم دایره ای موجود صحبت شد که پس از آوردن هر بند به این نتیجه میرسد که «من نیازم تو رو هر روز دیدنه000»، در رابطه با استفاده ی لفظ« نیاز» به جای «نماز» بخاطر مسائل سیاسی دهه ی پنجاه گفتمانی صورت گرفت وبا توجه به توجیهات دوستان ،هردو کلمه مناسب به نظر رسید0
ترانه ی «آوار» با ترانه ای از شهیار و ملودی آندرانیک و صدای فرهاد پخش شد، سپس ترانه ی«بوی خوب گندم»با ترانه ی شهیار ،ملودی واروژان وصدای داریوش بررسی شد،که این کار اولین کار مشترک شهیار و واروژان بود، فرم کار و تصاویر موجود دراین ترانه مورد بررسی قرار گرفت0
جلسه با ترانه خوانی این دوستان به پایان رسید:آقایان احمدی، موسوی،آقاجری،مهدی لاری،بهاره رادهوش،پریا تفنگساز،هدی شاهپوری،محمد نویری0
همانطور كه پيشتر نيز قول داده بوديم، برنامههاي كانون ترانه از اين ماه به صورت منظم و ماهانه در شب شعر ماه قبل ارائه ميگردد. برنامههاي كلي جلسات در ماههاي آينده و همينطور برنامههاي آبان ماه در جدول زير به استحضار ميرسد.
|
|
شمارهي جلسه |
تاريخ |
عنوان كلي برنامه |
برنامهي هاي آبان ماه |
|
هفتهي اول هر ماه |
120 |
4/9/1386 |
نقد ترانههاي دههي پنجاه |
بررسي ترانههاي شهيار قنبري |
|
هفتهي دوم هر ماه |
121 |
11/9/1386 |
نقد ترانههاي اعضا |
هدي شاهپوري، مجتبي آقاجري، بهرام احمدي |
|
هفتهي سوم هر ماه |
122 |
18/9/1386 |
ارائهي مقاله |
متعاقبا اعلام خواهد شد. |
|
هفتهي چهارم هر ماه |
123 |
25/9/1386 |
نقد ترانههاي روز |
متعاقبا اعلام خواهد شد. |
با توجه به اضافه شدن افراد زيادي به جمع اعضاي خانه ترانه اصفهان، بر آن شديم كه براي بار ديگر،( به دليل تاثير غير قابل انكاري كه ترانههاي دههي 50 در روند ترانهسرايي ايران داشتهاند) به سراغ اين ترانهها برويم. به همين خاطر با ترانههاي شهيار قنبري شروع كرديم تا پس از بررسي روند ترانهسرايي ايشان تا به امروز به سراغ ترانهسرايان ديگر نيز برويم. با ما باشيد.
//////////////////////////////////////////
ترانه: جمعه
آلبوم: وحدت
خواننده: فرهاد مهراد
ترانهسرا: شهيار قنبري
آهنگساز: اسفنديار منفردزاده
تنظيم: اسفنديار منفردزاده
توی قاب خیس این پنجرهها
عکسی از جمعهی غمگین میبینم
چه سياهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین میبینم
داره از ابر سیا خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمیاد، جمعهها سر نمیاد
کاش میبستم چشامو، اين ازم بر نمیاد
داره از ابر سیا خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعهها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لبای بسته فرياد میكنه
داره از ابر سیا خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
جمعه وقت رفتنه, موسم دلکندنه
خنجر از پشت میزنه, اون كه همراه منه
داره از ابر سیا خون میچکه
جمعهها خون جای بارون میچکه
//////////////////////////////////////////
ترانه: نياز(نماز)
آلبوم: -
خواننده: فريدون فروغي
ترانهسرا: شهيار قنبري
آهنگساز: اسفنديار منفردزاده
تنظيم: اسفنديار منفردزاده
تن تو ظهر تابستونو به يادم مياره
رنگ چشمهای تو بارونو به يادم مياره
وقتی نيستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو به يادم مياره
من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی لطيفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون ميکنه
من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه
تو مثل وسوسه شکار يک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن يک بادبادکی
تو هميشه مثل يک قصه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب کردن يک عروسکی
من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه
تو قشنگی مثل شکلهايی که ابرها ميسازن
گلهای اطلسی از ديدن تو رنگ ميبازن
اگه مردهای تو قصه بدونن که اينجايی
برای بردن تو با اسب تنلندر ميتازن
من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه
//////////////////////////////////////////
ترانه: بوي خوب گندم
آلبوم: چشم من
خواننده: داريوش اقبالي
ترانهسرا: شهيار قنبري
آهنگساز: واروژان
تنظيم: واروژان
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
اهل طاعونی این قبيله مشرقيم
تویی اين مسافر شيشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
توبه فکر جنگل آهن وآسمون خراش
من به فکر يه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترين تشنهء يک قطره آب
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشهء سخت
طپش عکس يه قلب مونده اما رو درخت
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
نبايد مرثيه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اينجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کی که هست هرکی که نيست داد ميزنم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
//////////////////////////////////////////