
بنام خدا
گزارش جلسه ی 121
ساعت شروع:16:40
ساعت پایان:19:15
اعضای حاضر:21 نفر
در آغاز برنامه از دوستان برای موضوع جلسات بعدی نظر خواهی شد، سبک شناسی و بررسی کارهای کلاسیک از جمله موضوعاتی بود که در برنامه های جلسات بعد قرار داده شد0
در ابتدا ترانه ای از آقای احمدی نقد شد،از تغییرات وزنی و هجایی این ترانه صحبت شد که به نظر بعضی اعضا این تغییرات ترانه را دچار ناهماهنگی کرده،مباحث زیبایی شناختی واژه ها ی این ترانه پیش آمد، بنا بر نمونه های موجود در این ترانه یکی از اعضا مخالف این بود که نوشته ها از فضای روزمره ی زندگی فاصله داشته باشد ،با استفاده ی لغاتی که خارج از دایره ی واژگانی ترانه باشد مخالفت شد،از تغییر جایگاه ارکان جمله که نمی توان برای آن حد و مرزی مشخص کرد نیز صحبت شد، چراکه در مواقعی بعنوان عیب به چشم نمی آید اما گاهی وجود اینگونه تغییرات به کار ضربه میزند0
در ادامه ترانه ی خانم شاهپوری بررسی شد،راجع به کلیت ترجیع بند اظهار نظر شد وبه نظر بعضی ها دو بیتی که در آخر کار تکرار شده بود ترجیع بند محسوب شد و بعضی مخالف بودند،از مناسب نبودن فضای مبهم و مه آلود و پشت پرده گویی ها در این ترانه صحبت شد ،وجود پیچیدگی در ترانه موافقان و مخالفانی را در پی داشت و هیچ یک دلیل توجیه کننده ای برای نظر خود نداشتند، دوستان بازی زبانی موجود را نیازمند توجیه قابل قبولی میدانستند و اینکه در یک روایت درونی (مونولوگ) مخاطب نباید درگیر ابهامات شود،بعضی تصاویر زیبای موجود در ترانه وشروع خوب از محسنات این کار شمرده شد0
سپس ترانه ی آقای لاری نقد شد،ترکیبات تازه و بازی زبانی این ترانه تعدادی موافق و مخالف داشت ،از پیشرفت در وزن ترانه های آقای لاری صحبت شد ،عدم وجود ارتباط افقی ابیات و نبود مرجع مشخص برای بعضی ترکیبات به کلیت کار ضربه زده بود ،در هر بیتی تفکر مشخصی نهفته بود و با ابیات دیگر تناقض داشت0
در آخر، ترانه ی خانم تفنگساز بررسی شد ،در رابطه با آغاز روایت اصلی از بیت چهارم گفتگویی صورت گرفت که بعضی دوستان این را نشان بر ضعف میدانستند وبعضی دوستان به سختی مخالف این نظر بودند و این روال را زمینه ساز ضربه ی اصلی میدانستند .لفظ «بابا» در این ترانه صرفا" پدر راوی نیست و این از برخي قراین موجود در ابیات قابل تشخیص بود اما برخي از المانهاي ديگر اين مخاطب را از اين برداشت دور ميكرد. حذف افعال به قرینه ی معنوي در این ترانه مخالفی نداشت و دوستان وجود حرف اضافه ی هر فعل را برای حذف آن فعل کافی میدانستند که در این باره هم گفتگویی صورت گرفت، از دیگر گفته ها این بود که کاربرد یک کلمه به کرات ، مخاطب را دچار مشکل نخواهد کرد تا زمانی که حساسیت در شنیدن آن کلمه به وجود نیامده باشد0
جلسه با ترانه خوانی این دوستان به پایان رسید: خانم ها شاهپوری و بنفشه رادهوش، آقایان موسوی،آقاجری،مجیری،بکرانی،نویری،روزبه آزادی0
به نام خدا
گزارش جلسه ی 120
تاریخ برگزاری:4/9/83
ساعت شروع:16:30
ساعت پایان:19:05
جلسه ی این هفته با حضور 19 نفر از اعضا کار خود را پیرامون نقد ترانه های دهه ی پنجاه آغاز کرد ،در این برنامه سه ترانه از ترانه های شهیار قنبری به نقد گذاشته شد0
ابتدا آقای لاری خبر هایی را از حاشیه های موسیقی ایران به گوش اعضا رساندند،آقای نویری هم تحلیل های خودشان را از آلبوم های جدید در بازار،در اختیار اعضا گذاشتند0
در ابتدا اندکی از چگونگی شکل گیری ترانه ی نوین وهمچنین پایه گذاران آن صحبت کردند،از عوامل پیشبرد این دوره ی ادبی (مثل شعر سپید)گفته شد،یکی از دوستان شهیار قنبری را ترانه سرایی با جرئت معرفی کرد که همیشه جلوتر از زمان خود مینوشته و اولین کسی بوده که تحولات ساختاری و فرمی را وارد متن کرد0بنظر یکی دیگراز دوستان این قدرت ترانه سرایی ناشی از شناختی موسیقایی در وجود قنبری ست ،علاوه بر این، شهیار تنها کسی بود که ترانه های نیمایی مینوشت0دوستی دیگر یکی از دلایل موفقیت ترانه ی نوین را از اثرات اعتمادی میدانست که هنرمندان آن زمان نسبت به هم داشتند0
در ادامه ترانه ی «جمعه» با صدای فرهاد و آهنگسازی اسفندیار منفرد زاده و ترانه ی شهیار قنبری شنیده شد،درباره ی خود کلمه ی جمعه و رابطه ی آن با بیت ها ی این ترانه بحث هایی مطرح شد0
رخوت آلود آن روزگار با حال و هوای روزهای جمعه مطابقت دارد، در عین حال ترانه سرا نمی خواهد از این ترانه به یک نتيجهي واحد برسد،بلکه هر کدام از المان های موجود باید نشانه های خود را داشته باشد0
یکی دیگر از خصوصیات بارزترانه های دهه ی پنجاه نمادین بودنشان است0قنبری در آثار خود بارها قافیه از دست میدهد و آشفتگی زبانی به وضوح در بعضی آثارش مشخص است ولی به جرئت میتوان گفت هیچ کدام از ترانه هایش شبیه به هم نبودند و در عین حال تجربه هایش فقط در یک زمینه نبوده بلکه همزمان تغییرات فرمی ،محتوایی و زبانی را در بر داشته است0
ترانه ی «نیاز»با صدای فریدون فروغی ،ترانه ی شهیار قنبری وآهنگسازی اسفندیارمنفرد زاده پخش شد،از فرم دایره ای موجود صحبت شد که پس از آوردن هر بند به این نتیجه میرسد که «من نیازم تو رو هر روز دیدنه000»، در رابطه با استفاده ی لفظ« نیاز» به جای «نماز» بخاطر مسائل سیاسی دهه ی پنجاه گفتمانی صورت گرفت وبا توجه به توجیهات دوستان ،هردو کلمه مناسب به نظر رسید0
ترانه ی «آوار» با ترانه ای از شهیار و ملودی آندرانیک و صدای فرهاد پخش شد، سپس ترانه ی«بوی خوب گندم»با ترانه ی شهیار ،ملودی واروژان وصدای داریوش بررسی شد،که این کار اولین کار مشترک شهیار و واروژان بود، فرم کار و تصاویر موجود دراین ترانه مورد بررسی قرار گرفت0
جلسه با ترانه خوانی این دوستان به پایان رسید:آقایان احمدی، موسوی،آقاجری،مهدی لاری،بهاره رادهوش،پریا تفنگساز،هدی شاهپوری،محمد نویری0
بنام خدا
گزارش جلسه ی 118
تاریخ برگزاری:13/8/86
ساعت شروع:16:25
ساعت پایان:19:30
اعضای حاضر:خانم ها مستاجران، طباطبایی، شاهپوری، قوی، بهاره و بنفشه رادهوش، تفنگسازو آقایان مجیری، نبوی، آقاخانی، آقاجری، شادی، احمدی، لاری، بکرانی، نکویی، باباییفر، نویری، روزبه آزادی، محسن آزادی.
شروع جلسه ی این هفته با ترانه ای از یغما گلرویی بود که آقای محسن آزادی آن را دکلمه کردند0
سپس از آقای مجیری دعوت شد که با خواندن ترانه ی خودشان مبحث اصلی این جلسه که نقد ترانه ی اعضا بود،را آغاز کنند0به نظر اعضا خوب است که از دید حرفه یا علمی به دنیا نگاه کرد، چراکه باعث تغییر واژه ها و فضای نوشته میشود. این ترانه وزن عروضی مرتبی نداشت و انتخاب نام نیمایی برای وزن این ترانه معقول به نظر میرسيد، بازی وزنی موجود جالب بود و بازتر بودن دست ترانه سرا را به همراه دارد.البته در جاهایی از این ترانه ضعف تالیف و فقر تصاوير و آن شاعرانه دیده میشد.
در رابطه با فرم کلی یک ترانه هم گفتمانی صورت گرفت و ترانه به دو فرم کلی تقسیم شد:زمانی که اندیشه ای در طول اثر سیر میشود و زمانی که یک اثر از بند هایی مستقل تشکیل میشود،که در ادامه این سوال مطرح شد که اگردر اثری بتوان بیتی را حذف کرد،نشان از ضعف و عیب ترانه دارد یا نه؟هیچکس مطلقا"عیب بودن یا نبودن حذف بیت را عنوان نکردفنظر یکی از دوستان این بود که اگر بیتی قابل حذف نباشد بهتر است زيرا وقتي كه از نهایت پتانسیل یک واژه استفاده شود آن بیت قابل حذف نخواهد بود.
در ادامه از خانم مستاجران دعوت شد که با خواندن ترانه ی خود نقد این ترانه را آغاز کنند. به نظر اعضا یکی از عواقب کلی نویسی در نوشته های ادبی، شبیه شدن تمامی آثار شخص در یک مقطع زمانی میباشد. همچنین آرمانی نوشتن نیاز به تصاویری دارد که در عالم خارج عینیت داشته باشد. در این ترانه معانی دور بعضی از واژها در نظر گرفته شده و این درصورتی ممکن است که در همان بیت یا ترجیحا"قبل یا بعد از آن بیت مرجعی برای تلقی معنای دور آن واژه در نظر گرفته شود. این ترانه از زبانی بسیار ساده وقوی برخوردار بود و هماهنگی هجاها زبانی کاملا" موسیقی پذیر بوجود آورده است.
در ادامه به نقد ترانه ای از آقای روزبه آزادی پرداخته شد، برجسته ترین ویژگی این ترانه دو هجایی بودن وزن آن بود، بعضی اعضا معتقد بودند که چنین وزنی کار را برای آهنگساز سخت خواهد کرد و بعضی دیگراعتقاد داشتند این وزن دست آهنگساز را بازتر خواهد کرد ،و در این مقوله استعداد و تجربهی آهنگساز نباید نادیده گرفته شود. با اینکه در این ترانه از دو واژه ی «نمی گویم»و«نمی جویم»استفاده شده بود و اکثرا"با وجود کلمات کلاسیک در ترانه مخالف بودند، با این حال یکدست بودن زبان را از ویژگی های این ترانه برشمردند. البته بعضی دوستان زبان این ترانه را زبان راحتی نمی دانستند0دو روایتی بودن و وجود دو فضا از ديگر ويژگيهاي اين ترانه برشمرده شد.
در بخش آخر نقد ،ترانه ای از آقای نویری که با ملودی و صدای مسعود بقایی اجرا شده بود مورد بررسی قرارگرفت0 به نظر بعضی از اعضا پشت هر اثر هنری اندیشه ای نهفته است ،ولی جایگاه این اندیشه در این ترانه درست نیست، این کار صرفا"هجویه و نوعی غلو در واقعیت است0در کل علی رغم ساختار عامیانه ای که غالب بر کار بود ،وجود کلماتی از قبیل«دث متال»و«ارجینال»به کلیت کار ضربه زده بود0
در آخر هم آقای لاری خبرهایی را از دنیای موسیقی به گوش اعضا رساندند و جلسه با ترانه خوانی این دوستان به پایان رسید:
آقایان بکرانی،آقاخانی،آقاجری،بابایی فر،لاری،و خانم ها شاهپوری و بنفشه رادهوش0
بنام خدا
گزارش جلسه ی 116
تاریخ برگزاری جلسه:29/7/86
ساعت شروع:16:25
ساعت پایان:18:30
اعضای حاضر :خانم ها شاهپوری ،طباطبایی،قوی،بنفشه و بهاره رادهوش،و آقایان احمدی،آقاخانی،شیریان،محسن و روزبه آزادی
جلسه با ترانه ای از اردلان سرفراز آغاز شد و در رابطه با جلسه ی آخر ماه حوزه ی هنری که در آبان ماه میزبان افشین یدالهی خواهد بود ،برنامه ریزی اولیه ای صورت گرفت0
در ادامه،جلسه وارد محور اصلی خود که نقد دو ترانه از آلبوم«سلام آخر»احسان خواجه امیری بود،شد0در ابتدا ترانه ی خیال و سپس ترانه ی زشت و زیبا که هر دو از سروده های اهورا ایمان بود ،پخش شد0
در نقد ترانه ی زشت و زیبا اصلی ترین موضوع ،واقع شدن ترانه ای نسبتا"ضعیف در مقابل یک موسیقی بسیار قوی بود که خصوصیت بارز این موسیقی خلوت بودن آن است که نظر دوستان در باره ی این موضوع تقریبا"نزدیک به هم بود0
در ادامه با پخش ترانه ی تمومش کن که از سروده های افشین یدالهی بود به نقد ترانه ای دیگر از این آلبوم پرداخته شد0
از زبان و وزن این ترانه صحبت شد و دوستان نظر خود را راجع به تأثیر هجای اضافه ی موجود در یکی از مصرع های این ترانه بیان کردند،علی رغم اینکه خواننده به خوبی از عهده ی خوانش درست این هجا برآمده بود ،اکثرا"مخالف وجود این هجای اضافه بودند و هیچ کارایی و پتانسیلی در این هجا نمی دیدند0دوستان کل کار را خوب توصیف کردند و به نظر بعضیها راوی ترانه منحصر به فرد بود0
آخرین سوالی که در جلسه مطرح شد و تقریبا"ذهن همه را درگیر کرد این طور عنوان شد که اگر فردی از يك موتيف يا کلید اصلی یک ترانه مثلا"اصطلاح یا جمله ی کوتاهی که احتمالا"در آغاز هر بیت اتز ترانه تکرار میشده،تقلید کند،یا به بیانی دیگر عینا" آن جمله را در ترانه ی خود بکار ببرد سرقت در ترانه انجام داده است و عیب بزرگی برای آن ترانه سرا محسوب میشود یا نه؟دوستان در این مورد نظراتی متفاوت داشتند که تمامی این نظرات به همراه دلایلشان منطقی بنظر میرسید0 در آخر با پخش ترانه ی«جدايي» و ترانه خوانی این دوستان جلسه به پایان رسید:
آقایان لاری،آقاخانی ،احمدی
به نام خدا
جلسه 114 خانه ترانه اصفهان راس ساعت 4 با پخش چند موسيقي آغاز شد.
سپس به نقد ترانه هاي تيتراژ سريالهاي ميوه ممنوعه و شكرانه پرداختيم.
محور اصلي بحث حول تركيب احساس و تكنيك درترانه بود و نتيجه كلي اينكه احساس خود يكي از تكنيك هاي شعر است و تفكيك آن چندان منطقي نيست.
نظر غالب در مورد ترانه تيتراژ ميوه ممنوعه اين ترانه را ترانه پايين تراز متوسطي مي دانست ، به دلايل فرمي مختلف از جمله عدم استحاله مناسب راوي...ولي از ديدگاه زبان ترانه را،ترانه ي يكدست و صاحب زبان مستحكمي مي دانستند...
ترانه ي تيتراژ شكرانه ترانه اي با تصاوير كليشه اي (به نظر بعضي اعضا)ولي با نگاه احساسي جديد(بعضي ديگر)بود.
به نظر يكي از اعضا منظور از استفاده ي تصاوير يا خود تصوير است(خلق تصوير)كه ازباعث لايه مند شدن هم ميشود(مثل نقاشي )...وديگر منظور از استفاده ي تصاوير خلق احساس است كه تصاوير ر ا ظاهرا معمولي به نظر مي رساند (مثل عكس) كه تصاوير اين ترانه از اين دست بودند،البته در سطح پايينتري قرار داشتند.
البته ترانه هاي انتخاب شده بهترين گزينه هاي ترانه تيتراژ بودند!سپس به شنيدن ترانه هاي تيتراژ ديگر فيلم ها اكتفا كرديم و جلسه با ترانه خواني آقايان نكويي،مجيري ونقد ترانه هاي ايشان پايان يافت.
بنام خدا
گزارش جلسه ی 113
تاریخ برگزاری:1/7/86
ساعت شروع :10/16
ساعت پایان :15/18
اعضای حاضر در جلسه:روزبه آزادی،مجید نکویی،بیتا طباطبایی،مریم یاوری،پریا تفنگساز،هدی شاهپوری،مریم قوی،بنفشه رادهوش،محمد بکرانی،محمد نویری،محسن آزادی،مجتبی امیری،
تمامی وقت این جلسه به نقد ترانه ی اعضا اختصاص یافت، که این روال برنامه ،در خانه ی ترانه بسیار کم سابقه بود0
به ترتیب اسامی ،ترانه های این دوستان توسط اعضا نقد شد و نقاط ضعف و قدرت این ترانه ها مورد بحث و بررسی قرار گرفت:
محمد بکرانی
پریا تفنگساز
هدی شاهپوری
مریم یاوری
بنفشه رادهوش
محمد نویری
چکیده ای از برجسته ترین نکات ذکر شده در جلسه:
در ترانه های عاشقانه زمانی که ما با طرح و مضمون جدیدی سرو کار نداشته باشیم باید حداقل از فرمی استفاده کنیم که برای مخاطب تازه ونو باشد ،چراکه فرم جدید ،دایره واژگانی جدیدی را در پی دارد و همین نکته میتواند شکل گیری ترانه ای متفاوت را رقم بزند0
در سرایش یک ترانه لازم نیست که جزء جزء بیت ها از تصاویر بکر و ترکیبات نو برخوردار باشند ، گاهی اوقات ترانه ای فقط با یکی دو مورد از این آرایه ها مخاطبان زیادی بدست می آورد0
در رابطه با پایان بندی ترانه این نکته قابل ذکر است که مخاطب باید همزمان با ترانه سرا به نقطه ی پایان ترانه برسد،گاهی ترانه در میانه ی راه تمام شده است و از نظر مخاطب ادامه ی این ترانه نوعی اطناب محسوب می شود0
إستثنا"این جلسه بدون شعر خوانی به پایان رسید0
بنام خدا
گزارش جلسه ی 112 خانه ی ترانه ی اصفهان
تاریخ برگزاری جلسه:25/6/86
ساعت شروع:10/16
ساعت پایان:10/18
اعضای حاضر در جلسه:
بهاره رادهوش،بنفشه رادهوش،بیتا طباطبایی،هدی شاهپوری،محمد نکویی،مهدی لاری،محمد بکرانی،روزبه آزادی،؟مجیری،مریم قوی، ؟امیری،؟،؟
در ابتدای جلسه آقای آزادی خبرهای تازه ای را از دنیای موسیقی و ترانه به اطلاع اعضا رساندند0سپس آهنگی با صدای فرزاد فرومند و ترانه ی ابراهیم اسماعیلی پخش شد وبعد از آن خانم رادهوش به بررسی مقاله ای از دکتر سیامک بهرام پرور که به مربوط به نقد ترانه های شاملو بود پرداختند0
در ابتدا هر ترانه به طور مختصر مورد نقد و بررسی قرار گرفت که برجسته ترین نکات مطرح شده در جلسه از این قرار بود:
یکی از اساسی ترین ابزارها در ترانه ی شاملو« زبان» است و در خوانش بعضی از اشعارش ناخودآگاه حس شعربودن آن اثر القا می شود و گاهی هم بلعکس کاملا" حس ترانه را القا می کند0
در جایی هم آقای آزادی با گنگ بودن تصاویر شاملو برخي از آثار كه از دید نویسنده ی مقاله نميتوان نام آنها را ترانه گذاشت،مخالف بودند وآثار شاملو را خالی از سنگینی و گنگی میدانستند0
راجع به یکی دیگر از آثار شاملو بنام«هوای تازه»هم حرفهایی رد و بدل شد به این صورت که اشعار هوای تازه از دو جهت قابل بررسی ست، یکی اینکه از لحاظ زبانی و فرم شعری از ضعیف ترین کارهای شاملو شمرده میشود وجنبه ی مثبت این اثر،دارا بودن تمامی تحولات و جریان های زبانی دهه ی 1330 است و در عین حال اولین کتابی ست که شعر سپید را به جامعه ی هنری معرفی کرد0
مهمترین نکته درباره ی اثر«دختران ننه دریا»این بود که چنین اثری قابلیت آن را دارد که به عنوان برجسته ترین نمونه ی شعر روایی ، ابزاری باشد برای آموزش این نوع شعر0
یکی دیگر از ویژگی های شعر شاملو که او را نسبت به شاعران دیگر متمایز کرده است وجود دیالوگ هایی ست که شاعر هرازگاهی آن ها را در میانه ی روایت جا میدهد،از دغدغه ها و احساسات شخصی خود می گوید و بلافاصله آنها را نغز می کند000
پس از اتمام نقد این مقاله بخشی از ترانه تیتراژ سریال «متهم گریخت» به همراه اصل ملودی پخش شد و راجع به کپی برداری از ملودی و ترانه هم حرف هایی به میان آمد0
با ترانه خوانی این دوستان جلسه به پایان رسید:
مهدی لاری
حميدرضا مجیری
مجتبي امیری
هدی شاهپوری
هدی شاهپوری
بنام خدا
جلسه ی 111 خانه ی ترانه، روز یکشنبه 18 شهریور 1386 رأس ساعت 16 شروع به فعالیت کرد0
در ابتدا قرار بر این بود که اعضای گروههای «ترانه متفاوت»،«ترانه تیتراژ»و«ترانه مذهبی»هر کدام برای خود جلساتی جداگانه تشکیل دهند و تا آخر جلسه گزارشی از نحوه ی نگارش مقاله ی خود ارائه کنند که به علت غیبت تمامی اعضای گروه ترانه ی متفاوت برنامه ی فوق لغو شد و جلسه در ابتدا به ترانه ی تیتراژ و سپس به ترانه ی مذهبی اختصاص یافت0
اولین مبحث با چند سوال شروع شد که تقریبا"هیچ کدام از سوالات به جوابی قطعی نرسید،مثلا" اگر ترانه ی فیلمی خارج از فیلم شنیده شود و آن پتانسیلی را که در فیلم داشت ،در خارج از فیلم دارا نبود،نشانه ی ضعف ترانه است یا نه؟ یا اینکه در سرودن ترانه ی تیتراژ چه إلمان هایی علاوه بر المان هاي معمول ترانه بايد مورد بررسي قرار بگيرد؟
در ادامه صحبت از ترانه های متن در فیلم های قبل از انقلاب شد و همراه با مثال هایی مورد بررسی قرار گرفت ،همچنین از سال های رکود ترانه ی تیتراژ و فیلم در بعد از انقلاب وپا گرفتن دوباره توسط ترانه سرایانی مثل نیلوفر لاری پور،افشین یدالهی،اهورا ایمان و000 هم حرف هایی به میان آمد0
نظر آقای آزادی هم بر این بود که يكي از اهداف ترانه ی تیتراژ به چشم آمدن عوامل سریال ها براي مخاطبان بود، که به خوبی جواب داد واین ترفند در سریال های ماه رمضان به اوج خود رسید0
تبادل نظری راجع به فیلم های موزیکال صورت گرفت واز نمونه های بارزی مثل فیلم های هفت ترانه و پرپرواز هم یاد شد0
گروه ترانه ی تیتراژ با دسته بندی مطالب مورد نیاز خود و ارائه ی آن به جلسه کار گروهی خود را شروع کرد0
ادامه ی جلسه به ترانه ی مذهبی اختصاص یافت ،به نظر یکی از اعضا، ما بر خلاف ترانه ی تیتراژ، به علت نداشتن مثال های آنچنانی درباره ی ترانه ی مذهبی ناچاریم توجه خود را بیشتر به «بایدها»متمرکز کنیم و از این طریق به تهیه ی مقاله بپردازیم0
نظرات دیگری هم مطرح شد بر این اساس که در ترانه ی مذهبی زمانی محدودیت ها بیشتر میشود که ترانه به مداح مربوط شود ، در این صورت ترانه حالت عامیانه پیدا کره و نمی توان روال ترانه را با دید هنری پیش برد0
در ادامه، مقایسه ای میان ترانه های مذهبی در غرب و ترانه های مذهبی در ایران صورت گرفت و نظراتی داده شد که مبنی بر وجود انحراف و تغییرات در اتفاقات مذهبی در مسحیت بود،در صورتیکه در دین و مذهب ما جرئت ایجاد چنین تغییراتی وجود ندارد اما از طرفی دیگر توانایی شاخ و برگ دادن به یک حادثه و اتفاق دینی در مذهب ما به وضوح قابل مشاهده است0
از دید یکی دیگر از اعضای خانه ی ترانه مهمترین چیزی که باعث بوجود آمدن مخالفت نسبت به یک ترانه ی مذهبی می شود مقوله ی آشنایی زدایی ست که ترانه سرا از آن بهره برده و باعث شده با دیدی متفاوت به ترانه اش نگاه شود که به طبع مخالفانی را هم در پی دارد0
سپس به تفاوت در نوع آفرينش هنر مذهبي در سينما اشاره شد و اينكه چرا ما در سينما به اين تفاوت رسيدهايم و در ترانه و شعر نه.چرا در تمام ترانههاي مذهبي تنها يك اتفاق مذهبي يا يك شخصيت توصيف ميشود و يا يك مونولوگ اغراق آميز با يك شخصيت مذهبي را داريم در حالي كه در سينما ما نمونههاي موفق سينمايي با ديد مذهبي را داريم. كه فيلمهاي "يك تكه نان"،"رنگ خدا" و ... مثال زده شد.
در آخر، با یادآوری تغییر ساعت جلسه در ماه مبارک رمضان (زمان برگزاری جلسات از ساعت 16 الی 18)با ترانه خوانی این افراد جلسه به پایان رسید:
مهدی لاری
بهاره رادهوش
آرزو صادقی
بنفشه رادهوش
هدی شاهپوری
روزبه آزادی
به نام خدا
جلسه ی110 خانه ی ترانه مطابق هر یکشنبه ،رأس ساعت 30/16 با حضور 8 نفر از اعضا کار خود را با محوریت مد گرایی در ترانه اغاز کرد0
در ابتدا یکی از دوستان پیشنهاد کرد که در کنار برنامه های خانه ی ترانه به نقد مقاله هایی که به بررسی و نقد ترانه ها پرداخته است،پرداخته شود،که از طرف اکثریت مورد موافقت قرار گرفت0
سپس خانم شاهپوری به نکته هایی درباره ی مقاله ی خودشان اشاره کردند که پس از تعریف واژه ی مد بحث مفصلی درباره ی همین تعریف به وجود آمد،هر یک از دوستان نظر خاصی نسبت به این تعریف داشت و هیچ یک از این نظرات شبیه به هم نبود 0 آقای زارع استفاده از واژه ی« سبک» را در تعریف مد جایز نمی دانستند و با جمله ی «وام گرفتن مد ازفرهنگ های گوناگون» مخالف بودند همچنين آقاي آزادي مد را امري پويا و مبتكرانه نميدانست و بر عكس آن را باعث ركود جريان هنري قلمداد كرد.
آقای بابایی فر هم از دغدغه ی خود راجع به چگونگی برداشت از مد صحبت کردند0
سپس تاریخچه ی مختصری از ترانه مورد بررسی قرار گرفت0
در ادامه به تفاوت های میان «مد»،«سبک»و«کلیشه»هم اشاره ای شد و نظر جمع بر این بود که مد و سبک دو مقوله ی کاملا" جدا از هم هستند ، یعنی مد شامل کیفیت اثر نمی شود و بيشتر در ظاهر اوامر و مسائل سطحي رخ ميدهد، ولی سبک مستقیما" با کیفیت آن هنر سروکار دارد0کلیشه در ترانه، تاریخ شروع مشخصی ندارد، ولی مد دارای تاریخ شروع و پایان است0
نظر آقای عاصی بر این بود که جایگاه کلیشه در مرحله ای پس از مد قرار دارد0يعني پس از آنكه يك اتفاق در جامعهي هنري مد شد، در صورت ماندگاري، به كليشه تبديل ميشود.
خانم خانی هم در آخر به این نکته اشاره کردند که مهمترین جنبه ی مثبت «مدگرایی در ترانه»این است که مخاطب را جذب می کند و جذب مخاطب مهمترین دغدغه ی یک شاعر و ترانه سرا
است0
در آخر، تقریبا" همه، نظرات خودرا مبنی بر همه گیر بودن ناخود آگاه «مدگرایی»،مطرح کردند و با ترانه خوانی این دوستان جلسه رأس ساعت 19 با حضور 15 نفر از اعضا به پایان رسید:
مهدی لاری
آناهیتا مستاجران
محمد رضا بابایی فر
زهرا خانی
محسن عاصی
بنام خدا
جلسه ی109 خانه ی ترانه ی اصفهان در 14 شهریور86رأس ساعت 16.30با حضور17 نفر از اعضا مبحث خود را با محوریت پست مدرنیسم در ترانه آغاز کرد0
ابتذای جلسه (با شروعی متفاوت)با معرفی چند تن از اعضای جدید که از اهالی موسیقی اصفهان بودند شروع شد0
بعد از معرفی دوستان،خانم تفنگساز چکیده ای از مقاله ی خودشان را ارائه کردند 0سپس تفاوتهای میان مدرنيسم و پست مدرنيسم بطور مختصر مورد بررسی قرار گرفت و نظر دوستان این بود که در جامعه ی کنونی ایران مدرن و پست مدرن در هنرهایی از قبیل معماری،شعر،ترانه و فیلم به هیچ نقطه ی روشنی نرسیذه است0
راجع به جایگاه پست مدرن در ترانه هم مباحثی به میان کشیده شد که برجسته ترین مشکل پیش رو،دغدغه ی قبول واقع شدن آن در جامعه وبه اصطلاح، مخاطب است0 جامعه ی ما جامعه ای سنتی ست،پس مدرن و پست مدرن کردن آن نمی تواند کار آسانی باشد و از طرفی برای تغییر دادن تفکرات یک جامعه زمان زیادی لازم است،پس به صرفه نیست که هر تفکری را طی کرده و پس از به بن بست رسیدن ،باز،راه دیگری را آغاز کنیم،شاید باید از تفکر و سبکی به تفکر و سبکی دیگر پرش کنیم یا به بیانی دیگر مسافت میان تفکرات را کوتاه کنیم0
درباره ی چگونگی جا انداختن پست مدرنیسم در جامعه هم نظراتی میان دوستان رد و بدل شد که نظر قریب به اتفاق همه این بود که جامعه ی ما جامعه ای جوان است که پتانسیل پست مدرنیسم را داراست و نکتهی قابل توجه این است که هیچ مکتبی از خارج به داخل جامعه نفوذ نمی کند و این خود افراد جامعه هستند که یکی یکی ، دوتادوتا از وضعیت و سبک حاکم احساس نارضایتی کرده وبا بروز دادن مخالفتشان و همچنین قانون گذشت زمان ،سبک جدید بوجود می آید0
یکی از جنبه های این مقاله که مورد بحث قرار گرفت مربوط به شاعران و ترانه سرایانی ست که آثاری به سبک پست مدرن دارند ،لازمه ی با این سبک نوشتن ،داشتن مطالعه ی کافی راجع به پست مدرنیسم و اطلاعات کامل درباره ی این فلسفه است که متأ سفانه اکثر کسانی که سروده هایی به این سبک دارند حتی نمی توانند به سوالات ساده ای راجع به پست مدرنیسم پاسخ دهند و اگر آثاری به این سبک دارند فقط جنبه ی تقلیدی دارد0
در آخر پس از یک جمع بندی کلی از گفته های دوستان، با شعر خوانی این افراد جلسه به پایان رسید0
بهاره رادهوش
هدی شاهپوری
آقای عاصی
محمد بکرانی
روزبه آزادی
هدی شاهپوری
------------------------------------------
از آقاي مهدي لاري به خاطر همكاري در نگارش گزارش جلسهي قبل تشكر ميكنيم.
جلسهي 108
تاريخ : 29/5/1386
ساعت شروع جلسه: 16:30
حاضرين :
بهاره رادهوش
بنفشه رادهوش
مريم قوي
هدي شاهپوري
بيتا طباطبايي
مكاريان
مينو ابراهيميان
مهدي لاري
مجيد نكويي
محمد بابايي فر
روزبه آزادي
جلسهي صد و هشتم با بحث در مورد "چگونگي مذهب در ترانه" آغاز شد. بسياري از اعضاي جلسه، مانند محمد بابايي فر و هدي شاهپوري معتقد بودند كه در خلق يك اثر مذهبي به دليل وجود حرمتها در اكثر زمينهها مانند: نوع زبان، شيوهي بيان، انتخاب واژگان، نوع روايت،انتخاب موضوع و ... دست و پاي شاعر بسته است كه اين ديدگاه مخالفاني نيز داشت.روزبه آزادي اعتقاد داشت كه اين دست و پا بستگي را ما خود براي خود به وجود آوردهايم و ميتوان با حفظ حرمتها در اين زمينه از سوژههاي جديد و زبان نو استفاده كرد.
در ادامه بحث پيرامون اينكه مذهب تا چه اندازه ميتواند در هنر نفوذ كند و آيا در صورت نفوذ بيش از اندازه از ارزش هنري كار كم ميكند ؟
روزبه آزادي معتقد بود كه در صورتي كه اثر هنري با دريافت جهانبيني از مذهب و گذر آن از نگاه شاعر به جهان يك اثر آفريده شود، ميتوان نام آن را يك اثر هنري ناميد تا زمانيكه به يك اثر ايدوئولوژيك تبديل نشده باشد كه اين نظر نيز مخالفاني چون مينو ابراهيميان و هدي شاهپوري داشت. اين دو معتقد بودند كه با داشتن يك جهان بيني مذهبي مطمئنا ايدئولوژي وارد آن خواهد شد و اين به اثر لطمه اي نخواهد زد.
در همين زمينه ترانهي "كاسهي چهل كليد" تحليل شد. پس از ارائهي توضيحاتي دربارهي كاسهي چهل كليد، در مورد روايت اين اثر و استفادهي زياد واژگان عربي براي مذهبيتر كردن كار و همچنين نوع اجراي اين اثر بحث شد.
در ادامه ترانهي "گل يا پوچ" از روزبه بماني نقد شد.
اكثر افراد بر اين اعتقاد بودند كه فضاي تقريبا مذهبيي كه در چند بيت اول كه به واسطهي واژگان انتخابي براي بيان تصاوير به وجود آمده بود، با فضايي كه در چند بيت پاياني در كه مرتبط با بازي گل يا پوچ بود همخواني ندارند. همچنين به اتفاق بر گنگ بود بيت پنجم (من از بس دست پر ديدم...) صحه گذاشتند. هيچكدام از اعضا مفهوم قابل قبولي را از اين بيت استنباط نكردند. همچنين دليل استفاده از واژهي "كوچه" به جز ارضاي قافيه بر كسي روشن نشد.
عدم وجود ارتباز افقي در پارت دوم ترانه و عدم وجود المانهاي يك ترجيع بند براي ترجيع بند اين اثر و همچنين عدم وجود ارتباط معنايي يا همخواني فضا ميان ترجيع بند و پارت دوم از اشكالاتي بود كه از سوي برخي از اعضا بدانها اشاره شد.
در پايان پس از پخش "جادههاي مه گرفته" از " ماني رهنما" و "ديگه ديره" از "تورج شعبانخاني" و يكي در ميون" از "رضا يزداني" و ترانه خواني : مهدي لاري، بنفشه رادهوش، مينو ابراهيميان و محمد بابايي فر جلسه در ساعت 19:15 به پايان رسيد.
جلسهي 107
تاريخ :21/5/1386
ساعت شروع جلسه : 16:30
افراد حاضر :
محمد بكراني
بهاره رادهوش
بنفشه رادهوش
مجيد نكويي
بيتا طباطبايي
هدي شاهپوري
محمد نويري
مينو ابراهيميان
روزبه آزادي
جلسهي صد و هفتم با اجراي محمد بكراني و روزبه آزادي برگزار شد. اعضا در اين جلسه با كمك مقالهي محمد بكراني به بررسي ارزش در ترانههاي بازاري پرداختند. در ابتدا بحث بر سر اين بود كه آيا هنر عامهپسند وجود دارد، و اصلا ميتوان نام اثري كه عامهپسند باشد را هنر گذاشت ؟ كه نظرات مختلفي در اين زمينه بيان شد و نقلقولهايي از نيما و شامو نيز نقل شد كه البته به زعم عدهاي هيچ بحث مخاطب در ترانه با شعر متفاوت است و نميتوان نقل قولهاي شاعراني چون شاملو و نيما را در اين مبحث به كار برد.
در اين جلسه دو برداشت از ترانههاي بازاري وجود داشت. مينو ابراهيميان در كل ترانههايي كه مورد پسند عوام قرار ميگيرند و به قول معروف "ميگيرند" را ترانهي بازاري ميدانست اما روزبه آزادي ترانهي بازاري را يكي از زيرمجموعههاي ترانهي عامهپسند ميدانست و هر ترانهي عامهپسندي را بازاري نميخواند كه در اين زمينه ترانهي "چكاوك" مثال زده شد. به زعم او ترانهي بازاري ترانهايست كه بازار را نسبت به ديگر عوامل تاثيرگذار بر يك ترانه در اولويت قرار ميدهد. هركدام از اعضا نيز براي واژهي "بازار" تعريف متفاوتي داشتند.
محمد نويري انتقادات بسياري را در ارتباط با مقالهي محمد بكراني بيان كرد. وي تعاريفي را كه براي ترانه در اين مقاله ارائه شده بود را تعريف نميدانست.همچنين روزبه آزادي نسبت به "ويژگيهاي ترانههاي بازاري" در اين مقاله معترض بود و آنها را مختص ترانههاي بازاري نميدانست.
در قسمت بعدي اختلافاتي در مورد چگونگي ارزش در ترانه هاي بازاري وجود داشت.عدهاي همهي آنها را براي فرهنگ مضر دانسته و اعتقاد داشتند كه نبايد اينچنين ترانههايي توليد شوند. عدهاي نيز فرهنگ جامعه را غنيتر از اين ميدانستند كه با اين ترانهها تنزل پيدا كند و اعتقاد داشتند اگر سليقهي هنري جامعه در حال حاضر پايين است بايد دليلش را در جاي ديگر جستجو كرد. برخي از افراد دستهي دوم با اينكه اين ترانهها را براي فرهنگ جامعه مضر نميدانستند، اما ضرر آن را براي كارورزان اين عرصه و تهيهكنندگان جبران ناپزير توصيف كردند.
در پايان جلسه با ترانهخواني محمد بكراني، هدي شاهپوري، بنفشه رادهوش، مينو ابراهيميان و روزبه آزادي به پايان رسيد.
جلسه ی105 خانه ترانه ی اصفهان راس ساعت 17