
جلسه ي هشتاد و دوم را با دو ترانه از سال هاي دور از "ايرج جنتي عطايي" و "شهياز قنبري" و يك ترانه ي جديد از "ترانه مكرم" پي مي گيريم . لازم به ذكر است كه جلسه ي آينده مورخ 19/9/85 برنامه ي ويژه اي در پيوند با "بابك بيات" و فعاليت هاي وي خواهيم داشت . با ما باشيد .
ترانه : سرگردون/ مسافر
آلبوم :-/قصه ي امير
خواننده :داريوش اقبالي/سياوش قميشي
ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي
آهنگساز : منوچهر چشم آذر/ سياوش قميشي
تنظيم : منوچهر چشم آذر/ نويد نحوي
از عذابِ جاده خسته ، نرسيده و رسيده،
آهي از سر رسيدن ، نكشيده و كشيده،
غمِ سرگردونيامو با تو صادقانه گفتم!
اسمي كه اسمِ شبم بود ، با تو عاشقانه گفتم!
با تنم زخمي اگه بود ، بي رمق بود اگه پاهام،
تازه تازه با تو گفتم ، اگه كهنه بود دردام!
منِ سرگردونِ ساده، تورو صادق مي دونستم!
اين برام شكسته اما،تورو عاشق مي دونستم!
تو تموم طول جاده،كه افق برابرم بود،
شوق تو راهتوشه ي من،اسمِ تو همسفرم بود!
منِ دلشيشه اي هر جا،هر شكستن، كه شكستم
زيرِ كوهبارِ غصّه،هر نشستن، كه نشستم
عشق تو از خاطرم برد،كه نحيفم و پياده!
تورو فرياد زدم و باز،خون شدم تو رگِ جاده!
نيزه نمبادِ شرجي،وسط دشت تابستون،
تازيانه هاي رگبار،توي چلّه زمستون،
نتونستن،نتونستن جلوي(كينه ي) منو بگيرن!
از منِ خستهي خسته،شوق رفتنو بگيرن!
حالا كه رسيدم اينجا،پرِ قصّه برا گفتن،
پر نياز تو براي آه شنيدن و شنفتن،
تورو با خودم غريبه از خودم(غمم) جدا مي بينم
خودمو پر از ترانه، تورو بيصدا مي بينم!
منِ سرگردونِ ساده، تورو صادق مي دونستم!
اين برام شكسته اما،تورو عاشق مي دونستم!
اون هميشه با محبت براي من ديگه نيستي
نگو صادقي به عشقت آخه چشمات ميگه نيستي
كي صداتو داد به مهتاب؟ مهتابو كي برد از اينجا ؟
اسمتو كي داد به خورشيد؟خورشيدو كي داد به ابرا؟
با منه رهيده از خود،يك ترانه همصدا شو!
با من از زنجير اين شب،همصدا شو و رها شو!
* قسمتهايي كه در پزانتز آورده شده مربوط به اجراي اول مي ياشد . بيت آخر كه به صورت ايتاليك آمده در هيچكدام از دو اجرا خوانده نشده و تنها در كناب هاب "ايرج جنتي عطايي" نوشته شده است .
////////////////////////////////////////////
ترانه : هجرت
آلبوم : -
خواننده : فائقه آتشين
ترانه سرا : شهبار قنبري
آهنگساز : واروژان
تنظيم : واروژان
با سقوط دستاي ما(تو)*
در تنم چيزي فرو ريخت
هجرتت اوج صدامو
از فراز شاخه آويخت
اي زلال سبزِ جاري
جاي خوب غسل تعميد
بي تو بايد مرد و پژمرد
زير خاك باغچه پوسيد
فصلي كه من با تو ما شد
فصل سبز خواهش برگ
فصلي كه ما بي تو من شد
فصل خاکستری مرگ
تو بگو جز تو کدوم رود
ناجی لب تشنگی بود
جز تو آغوش کدوم باد
سایه گاه خستگی بود
بی تو باید،بی تو باید
تا نفس دارم ببارم
من برای گريه کردن
شونه هاتو کم می یارم
چشم تو با هق هق من
با شکستن آشنا نیست
این شکستن بی صدا بود
هر صدایی که صدا نیست
ای رفیق ناخوشی ها
این خوشی باید بمیره
جز تو همراهی ندارم
تا شب از من پس بگیره
با تو بدرود ای مسافر
هجرت تو بی خطر باد
پر تپش باشه دلی که
خون به رگ های تنم داد
فصلی که من با تو ما شد
فصل سبز خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد
فصل خاکستری مرگ
* در دكلمه ي شاعر اينگونه خوانده شده است .
////////////////////////////////////////////
ترانه : خيلي بد شد
آلبوم : سونامي
خواننده : مهدي مقدم
ترانه سرا : ترانه مكرم
آهنگساز : پيام شمس
تنظيم : پيام شمس
پیش تو باز کم اوردم،
خیلی بد شد!
قسم دروغی خوردم،
خیلی بد شد!
با غریبه منو دیدی،
خیلی بد شد!
پشت من چیا شنیدی،
خیلی بد شد!
به تو گفتم مثل تو زیاده اما،
واسه تو داشتم میمردم!
تو رو با اون یکی دیدم،
کم اوردم!
ولی من هر کاری کردم
تو رو از یاد نمی بردم
اگه اشتباهی کردم
آخرش چوبشو خوردم
غیر تو هیچکی ندیدم
همه جا به تو رسیدم
از همه دنیا گذشتم
تو رو با اون یکی دیدم
////////////////////////////////////////////