
بنام خدا
گزارش جلسه ی 118
تاریخ برگزاری:13/8/86
ساعت شروع:16:25
ساعت پایان:19:30
اعضای حاضر:خانم ها مستاجران، طباطبایی، شاهپوری، قوی، بهاره و بنفشه رادهوش، تفنگسازو آقایان مجیری، نبوی، آقاخانی، آقاجری، شادی، احمدی، لاری، بکرانی، نکویی، باباییفر، نویری، روزبه آزادی، محسن آزادی.
شروع جلسه ی این هفته با ترانه ای از یغما گلرویی بود که آقای محسن آزادی آن را دکلمه کردند0
سپس از آقای مجیری دعوت شد که با خواندن ترانه ی خودشان مبحث اصلی این جلسه که نقد ترانه ی اعضا بود،را آغاز کنند0به نظر اعضا خوب است که از دید حرفه یا علمی به دنیا نگاه کرد، چراکه باعث تغییر واژه ها و فضای نوشته میشود. این ترانه وزن عروضی مرتبی نداشت و انتخاب نام نیمایی برای وزن این ترانه معقول به نظر میرسيد، بازی وزنی موجود جالب بود و بازتر بودن دست ترانه سرا را به همراه دارد.البته در جاهایی از این ترانه ضعف تالیف و فقر تصاوير و آن شاعرانه دیده میشد.
در رابطه با فرم کلی یک ترانه هم گفتمانی صورت گرفت و ترانه به دو فرم کلی تقسیم شد:زمانی که اندیشه ای در طول اثر سیر میشود و زمانی که یک اثر از بند هایی مستقل تشکیل میشود،که در ادامه این سوال مطرح شد که اگردر اثری بتوان بیتی را حذف کرد،نشان از ضعف و عیب ترانه دارد یا نه؟هیچکس مطلقا"عیب بودن یا نبودن حذف بیت را عنوان نکردفنظر یکی از دوستان این بود که اگر بیتی قابل حذف نباشد بهتر است زيرا وقتي كه از نهایت پتانسیل یک واژه استفاده شود آن بیت قابل حذف نخواهد بود.
در ادامه از خانم مستاجران دعوت شد که با خواندن ترانه ی خود نقد این ترانه را آغاز کنند. به نظر اعضا یکی از عواقب کلی نویسی در نوشته های ادبی، شبیه شدن تمامی آثار شخص در یک مقطع زمانی میباشد. همچنین آرمانی نوشتن نیاز به تصاویری دارد که در عالم خارج عینیت داشته باشد. در این ترانه معانی دور بعضی از واژها در نظر گرفته شده و این درصورتی ممکن است که در همان بیت یا ترجیحا"قبل یا بعد از آن بیت مرجعی برای تلقی معنای دور آن واژه در نظر گرفته شود. این ترانه از زبانی بسیار ساده وقوی برخوردار بود و هماهنگی هجاها زبانی کاملا" موسیقی پذیر بوجود آورده است.
در ادامه به نقد ترانه ای از آقای روزبه آزادی پرداخته شد، برجسته ترین ویژگی این ترانه دو هجایی بودن وزن آن بود، بعضی اعضا معتقد بودند که چنین وزنی کار را برای آهنگساز سخت خواهد کرد و بعضی دیگراعتقاد داشتند این وزن دست آهنگساز را بازتر خواهد کرد ،و در این مقوله استعداد و تجربهی آهنگساز نباید نادیده گرفته شود. با اینکه در این ترانه از دو واژه ی «نمی گویم»و«نمی جویم»استفاده شده بود و اکثرا"با وجود کلمات کلاسیک در ترانه مخالف بودند، با این حال یکدست بودن زبان را از ویژگی های این ترانه برشمردند. البته بعضی دوستان زبان این ترانه را زبان راحتی نمی دانستند0دو روایتی بودن و وجود دو فضا از ديگر ويژگيهاي اين ترانه برشمرده شد.
در بخش آخر نقد ،ترانه ای از آقای نویری که با ملودی و صدای مسعود بقایی اجرا شده بود مورد بررسی قرارگرفت0 به نظر بعضی از اعضا پشت هر اثر هنری اندیشه ای نهفته است ،ولی جایگاه این اندیشه در این ترانه درست نیست، این کار صرفا"هجویه و نوعی غلو در واقعیت است0در کل علی رغم ساختار عامیانه ای که غالب بر کار بود ،وجود کلماتی از قبیل«دث متال»و«ارجینال»به کلیت کار ضربه زده بود0
در آخر هم آقای لاری خبرهایی را از دنیای موسیقی به گوش اعضا رساندند و جلسه با ترانه خوانی این دوستان به پایان رسید:
آقایان بکرانی،آقاخانی،آقاجری،بابایی فر،لاری،و خانم ها شاهپوری و بنفشه رادهوش0